{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان رویای من

رمان رویای من

فصل دوم

پارت ۳۳

دیانا 'آخ بدو منو ببر آرایشگاه

ارسلان ،اوکی

دیانا، سریع باش

ارسلان، وایسا یه شیر و کیک بگیرم بخوریم

دیانا، اوکیه بدو فقط

ارسلان، بیا بخور دیر نمیشه

دیانا، میشه

ارسلان، هیچی نمیشه یه آرایش دیگه چرا شلوغش میکنی

دیانا، عیش لباس هارو آوردی

ارسلان، نه شرمندم

دیانا، 🙁

ارسلان، یادم رفت میرم برات میارم باشه

دیانا ،🙃

ارسلان، رسیدیم

دیانا، خدافظ آقا داماد

ارسلان، عروس خانم دم رفتم به ما یه ماچ نمیدی

دیانا، گونشو بوسیدم

ارسلان، خدافظ خوشگل خانم

دیانا، دست تکون دادم و ارسلان رفت رفتم بالا شروع کردن به آرایش کردنم
دیدگاه ها (۲)

پارت پنجم ات. آها باشه یهو در زده شد ات. بفرماید داخل کوک. ه...

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

آخرین جمله رو با گچ سفید نوشت و دستشو از تخته برداشت."خیلی خ...

رمان پادشاه زندگیم پارت ۶۳دیانا، ارسلان بدو ارسلان، صبر کن ر...

رمان رویای من پارت ۸۰ارسلان،ببخشید که اینجوری شددیانا، اشکال...

رمان رویای من پارت ۴۲ارسلان، چیکار میکنی خان..... اون که دی...

رمان رویای من پارت ۸۹دیانا، دیدم گوشیم زنگ میخوره بدون اینکه...

رمان رویای من پارت ۲۳ارسلان، خنده ای کردم رفتم تو کلاس درسو ...

رمان رویای من پارت ۱۱دیانا، لباس های راحتی پوشیدم پفیلا اورد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط