{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part : 1

part : 1
رمان : (سرنوشت)
با صدای ریمی از خواب بیدار شدم . با چشم های نیمه باز و موهای ژولیده که روی صورتم ریخته شده بود ساعت رو نگاه کردم . ساعت 6 صبح بود و ریمی عروس هلندی شیطونِ من ، مشغول آواز خوندن بود . برعکس دیگران که با صدای آلارم گوشی بیدار میشدن ، من هرروز صبح با صدای آواز ریمی چشمامو باز میکردم . البته ترجیح میدم صدای ریمی گوشم رو کَر کنه تا از خواب بیدار بشم نه اینکه صدای آزار دهنده آلارم داخل گوشم بپیچه . توی فکر فرو رفته بودم که در با شدت باز شد و مِیبل پرید روی تخت
_ وااااای هلن باورت نمیشه کیو دیدم ، آقای آندرسون از تگزاس برگشته . پایین داخل سالن دیدمش باید با اون کت شلوار مشکی میدیدیش ، آخه یه مرد چقدر میتونه جذاب باشه
+ بس کن میبل آقای آندرسون اونقدرا هم جذاب نیست بعدشم مگه نمیبینی چه اخلاق بدی داره . تو چجوری عاشق اون دل سنگ عصبی شدی ! ؟
میبل از روی تخت بلند شد . جلوی آیینه رفت ، موهاشو مرتب کرد و رژ صورتی کم رنگی زد برای آخرین بار خودشو چک کرد و ادامه داد
_ درسته خوش اخلاق نیست ولی در عوض خیلی جذاب و خوشتیپه . از کجا معلوم شاید پشت اون دل سنگ عصبی یه ذات مهربون و دلسوز پنهان شده . من که شیفته همه چیزشم ، حتی بد اخلاقیاش . خب دیگه بهتره من برم بای بای هلن جونم
وقتی میبل رفت دوباره ساعتو نگاه کردم
.......... 6: 17 ..........
که همون لحظه صدای فریاد کشیدن خانم کلارا منو از فکر بیرون کشید .
دیدگاه ها (۳۹)

چند پارتی جونگ کوک

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

dark life = 44صبح روز بعد، ات با حس خوبی از خواب بیدار شد. آ...

part 10

part : 43chapter : 2× با اون پسره ی عوضی میرقصی آره ؟ من امش...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

جهانی میان بیداری و خوابPart 1آملیا داشت می‌دوید.نمی‌دونست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط