{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه حسی بهم میگه : سا اون بچم اینجا خوب میدونسته کسی که پش

یه حسی بهم میگه : سا اون بچم اینجا خوب میدونسته کسی که پشت تلفن صحبت می‌کنه هی جو یه ...

ولی جدا کت سفید هی‌جو رو از کجا برداشت اومد پشت بوم ..
دیگه با اون جمله آخرش که هی‌جو گفت : پس چرا گفتی ما یه زوج واقعی نیستیم . حتی اگه نمی دیدش هم میفهمید 406 زن خودشه😂😭🥹

#وقتی_تلفن_زنگ_می‌زند
دیدگاه ها (۰)

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

patt66. . (smat) بعد چند ثانیه یه انگشت دیگه رو هم به بقیه ا...

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

Crimson silence (p17)

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 13#لینو #فیکشنصبح روز بعد ـ شرکت می...

رمان عشق ممنوع

وقتی میخواد بهت اعتراف کنه..

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part به دستام زل زدم.....

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ششم ۶

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط