سنگ هرکی و به سینه زدم

سنگ هرکی و به سینه زدم

سنگ هرکی و به سینه زدم
همون سنگ و تش زد تو سرم
معرفت کجا بود این روزا آدما
فقط دنبال منفعتن
گیر کردیم بین یه مشت آدمی که
تا کارشون لنگه
دلشون تنگه🙂
دیدگاه ها (۱)

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

🌼🌺🌼 میدونی!؟به نظرم‌پیدا کردن و دیدن آدم خوب اونم تو این زمو...

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

تیزر داستان جدید در واتپد ....تو اون آدمی که می‌شناختم نیست...

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

dark life = 33

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟹سه ماه بعد...همه چیز خیلی عادی پیش میرفت.کلاس زبان تموم...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۴نشستم. عوضي برگشت تو اتاقش....

پارت: 20 (بخش3) **زاویه دید: زین**«عصر بخیر، خانم‌ها!» تایلر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط