بعضی وقتا مجبوری رها کنی

بعضی وقتا مجبوری رها کنی

بعضی وقتا مجبوری رها کنی
رها کنی تمام هستی تو
بگذری از کسی که پناهته
فراموش کنی آرامش تو
و من امشب گذشتم رها کردم کسی رو که نفسم بند نفسش بود،آرامش و از خودم گرفتم ،من امشب دست مو گذاشتم روی قلبم و تمام درد و به جونم خریدم و بهش گفتم برو
به همین راحتی برو 😔😌💔💔😭😭😭😭😭😭
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۳

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

★سکوت....p¹قلبم درد میکنه...خیلی قلبم درد میکنه!عشق یک طرفه؟...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۵قبله..توي انبار بود.. سرشو ...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

چقدر قشنگ میخونه شادمهر

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁷ویو میکا_____جیمین چند ...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 28یونگی که کنار دیوار ایستاده بو...

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

#عشق_ممنوعه_شبپارت نهم | رازی که مخفی بودزن مرموز کنار در ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط