دقیقققاااا ما سیزده به در که بیرون بودیم بابام داشت میگفت

دقیقققاااا ما سیزده به در که بیرون بودیم بابام داشت میگفت

دقیقققاااا ما سیزده به در که بیرون بودیم بابام داشت میگفت که اونایی که افسردگی دارن روانشناسان ها بهشون میگن که روی چمن با پای برهنه راه برید منم داشتم توی چنگل راه میرفتم با پای برهنه یک دفعه یک مورچه دیدم به خودم ریدم کفش پوشیدم😂
دیدگاه ها (۰)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:3ویو «علی»امروز روز اول دانشگاه ب...

اجبار به بد بختی پارت ۳

پارت1

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

وقتی استادت بودP:4ویو ا.ت:داشتم غر میزدم زیر لب که یک کاغذ ج...

#برادر ناتنی من

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ²ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

ترکم نکن

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 1(ویو نلا) صبح زود با بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط