01   02

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 02
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""



جیغی کشیدم و اشک تمساح ریختم"



_ای مامان! ای !صورت خوشگلم مرد



ننم با تعجب گفت"



_خوبه خوبه حالا هیچیت نیست اشک تمساح نریز من اگه تورو نشناسم ننت نیستم



_خب مامان جان زدی نابودم کردی


_خوب کردم مثلا که چی مثل سگ عربده میزنی



با لبای ورچیده لب زدم "



_خب خواستم بفهمی من اومدم



اخمی کرد و لب زد"


_گمشو دیگه پروت کردم پدسگ



ای بابا اینم از ننه ما رفتم داخل اتاقم لباسامو عوض کرد و خودمو انداختم رو تخت خوابیدم همونجور که خوابیده بودم یهو انگار یکی با لگد درو

باز کرد با پشمای ریخته به در خیره شدم که دیدم ننم با حالت خشمگین مثل شمر و گوشی به دست اومد تو با داد گفت"



_غِلام کیه پدرسگ؟



گیج خواب بودم و برگام ریخته بود لب زدم "


_ها؟غِلام چی ؟ غِلام کیه ؟


که انگار اعصبانی تر شد و بدتر داد زد و گوشیو اورد جلو چشمام و نشون داد

_پس این عمه خرته؟


همین که نگام به صفحه گوشی افتاد از خنده غش کردم با خنده لب زدم"


_ننه غِلام چیه ؟ این عمس سیوش کردم گلم
وقتی انگلیسی بلد نیستی چرا می‌خونی........

__________


لآیـــکـ + کآمـــنتـ + بآزنـــشر

حمآیـــتـ ؟؟؟

مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
دیدگاه ها (۱۸)

سرنوشت پارت(۱۱)

چند پارتی

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

وقتی میرین مهمونی ولی ...دیدم میا چشمک زد و حواس ته رو پرت ک...

چند پارتی

کپشننننن😈💃🤣عروسک من😈🔞پارت هشتاد و نهنفس نفس میزد و لب برچید ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۴| پیام صبحگاهی م...

(بچه ها بخدا غمگینه اگه دوست ندارید نخونید🤍)...................

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت"پارت "42" "ویو پارک آنجلینا (گ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۲ *سانیار*سانیار : بابا‌؟ تو همچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط