روزیکه اشقیا فریاد می‌زدند

روزیکه اشقیا فریاد می‌زدند :

روزیکه اشقیا فریاد می‌زدند :
عباس از کف بریز آب روان را
،،،،،
عباس بنگر نوای کودکان را
😭😭😭😭😭 فکر می‌کردند چنین روزی هم بیاید ،
یاالله یاالله یاالله .
دیدگاه ها (۰)

رازِ اصلی اینجاست:هر چیزی که «روان»است (مثل آب، مثل فکر، مثل...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

پیام منتخب از کتاب مهربان ...

🧚🏻‍♀️فیلیکس و می سان 🧚🏻‍♀️

یکی بود، یکی نبود...خانواده‌ای بود که زندگی‌شان بوی خدا می‌د...

قسمت بیست و دو

تک پارتی

007-پنهان در مه - پارت ۹۱

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط