بارون

#بارون

#بارون
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بی صبرانه منتظر پاییز بودم..
روزای کوتاه ساکت خنک خیابونای زرد و نارنجی قهوه زیر بارون.
پاییز اومد..
ولی بدون روزای کوتاه ساکت خنک خیابونای زرد و نارنجی و بدون بارونی که بخوام زیرش قهوه بخورم...
دیدگاه ها (۱۲)

غمگین شددختری که به خنده معروف بود

بیؤ بدیم؟ من سوزی𐨆 ام بهم سانجو ، لولا لی ، یوشیو ، نانا ، ...

عزیز چشمای منتظرم، شهر من کوچیکه، چن تا خیابون بیشتر نیست. خ...

جرئتی که حقیقت شدپارت ۵آخرین دور، یکی از پسرها گفت: «حقیقت ...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

رمان

چند پارتی.. وقتی زیر بارون بهت اعتراف میکنه.. Part 1(ویو ا.ت...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

#چند پارتی تهیونگ و اتنزدیکای عصر بود. توی خیابون ها قدم میز...

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط