{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

dark love

پارت 13

دایانا: چیییی؟

ات: هق... اره دیگه گفتم که ولی هنوز باهم حرف نزدیم..

دایانا: خب پس باهم حرف بزنید بعدش تصمیم بگیر..

ات: باشه

دایانا: خب حالا دیگه گریه نکن دختر

ات: اهوم...

مدرسه تموم شد ات رفت خونش دید یکی داره زنگ درو میزنه باز کرد دید کوکه..

ات: تو باز اینجا چیکار میکنی؟؟

کوک: خونه دوست دخترمه دوست داشتم بیام...

ات: شاید دیگه نباشم...

کوک: پس یه کاری میکنم مجبور بشی بمونی...

ات: منظورت چیه؟

کوک ات رو بلند کرد پرتش کرد رو تخت....


حیحی خمارییییییی
ها ها ها ها ها ها ها
دیدگاه ها (۸)

تک پارتی✨عکس‌های قدیمی...عصر بود.ات داشت اتاق را مرتب می‌کرد...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

پارت ۳یوری : زود بااش لباست رو بپووووششات : چشمالکس : ببخشید...

چندپارتی جونگ کوک

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

شب تولدم پارت 14#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس...

part:40ات:کوک به حرفام خوب گوش کن ... ۱کیلو متر دیگه به آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط