پارت

پارت³⁵

پارت³⁵

#ویو جیمین
خسته بودم رفتم اتاقم بخوابم که یونگی اومد تو اتاق
_ خوبی یونگی؟
+ میشه افتخار بدی باهم بخوابیم؟
_ ها؟
+ از آخرین باری که خوابیدیم چند روزی میگذره
_ عههه؟ از اونا؟
+آره از اونا
آروم عین گربه اومد و روم خیمه زد دستامو بالا سرم گرفتم پاهامو بین پاهاش قفل کرد و لباش و کوبوند رو لبام محکم و با ولع بوسید منو منم باهاش همکاری کردم
بعد چند مین بلند شد و لباسش رو درآورد و و فقط باکسرش بود منم تو اون حین نگاش میکردم
+ نمیخوای دراری؟ خودم درارمش؟
_ افتخارش نصیبم میشه
که دوباره اومد روم و لباسام رو درآورد الان هردومون لخت بودیم فقط باکسر داشتیم بعد چند دقیقه از لبم دل کند و رفت پایین و رو گردنم کیس گذاشتم منم واسش مالیدم که صدای ناله های مردونه اش بلند شد و گردنمو گاز گرفت و منم صدام در اومد
_ عاححححح وحشی
+ حقته عاح همونجا آره عاححححح
_ (ناله)
با زبونش بدنمو خیس کرد و روش کیس گذاشت
_ عاححح گاز نگیر
+ هیسسسس
رفت پایین و باکسرمو درآورد و برام س/اک زد
_ عاححح یونگی عاححححححححح
+ نوبت توعه
باکسرش رو درآورد و گرفت جلو سرم
+ بخور
منم کلش رو کردم تو دهنم براش ساک زدم هر دفعه که دندونم بهش میخورد به اسپنک نصیبم میشد
_ یونگی لطفا
+ قشنگ بگو
_ یونگی لطفا داخلم کن
+ حالا شد
که بعد منو به پشت برگردوند و واردم کرد و برام تلم/به زد
_ عاححح یونگی درد داره عاححححح
+ هیسسسسس
_ لطفا بسه
+ هی گریه میکنی؟
_ خستم ، درد داره
+ باشه پسر باشه گریه نکن
ازم بیرون کشید و منو تو بغلش گذاشت
+ ببخشید خو؟
_ خوابم میاد
+ اول برو حموم
_ نمیخوام خوابم میاد
+ نه نمیشه
براید بغلم کرد و بردتم حموم آروم و با احتیاط منو شست منم از بی خوابی شده بودم عین مرده ها
از حموم که دراومدیم یه تیشرت برام پوشوند با شورت
+ بخواب عشقم
منو بغل کرد و موهامو بو کرد
+ دوست دارم
_ منم
بهش نگاه کردم و یونگی یه بوسه سطحی رو لبم گذاشت و بعد خوابم برد
#ویو جونگکوک
من خیلی عصبی نمیشم اکثرا آروم و کیوتم ولی خط قرمز جیمین و تهیونگه
الان که میوا تو دستم بود خیالم راحت بود با چند تا وسیله شکجنه رفتم تو انباری
¢ جیمین نمیخواد بیاد منو ببینه؟ جونگکوکی؟
£ دهنتو ببند
و با یه شلاق افتادم به جونش اونقدر ردمش که خون اومد و خونش پاچید تو صورتم که تهیومگ جلومو گرفت
√ هی کوک آروم بیا بیرون
£ حرومزاده یبار دیگه دو ر بر جیمین برگردی انگشتات رو قطع میکنم
¢ (خنده)
£ حرومزاده
دیدگاه ها (۶)

به مناسبت تولد "RM"

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » « ذهن جیمین : وقتی خوابیدم س...

رومان روز برفی (پارت8)از زبان اتواقعا خیلی آروم بود خوابش بو...

پارت ۱۷ "اخر"ساعت ۷ و ۵۶ دقیقه عصر_جیمین:نشسته بودن تو ماشین...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

پارت ۴

چندپارتی یونگی (درخواستی)

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁹ویو میکا_____یه دفعه ل...

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

Last leaves/رمان جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط