The White Midnight  نیمه‌شب سپید

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپید

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپید
Part:2
کوک:ای واییی
ا.ت:آها رسیدیم سروصدا نکنیا مامان بفهمه میندازتت بیرون
کوک:کاش بفهمه
بردم داخل یه اتاق و خودشو انداخت رو تخت منم گذاشت کنارش
ا.ت:میدونی چیه کاش فردا صبح بیدار شم ببینم تو به مرد رویاهام تبدیل شدی یه مرد هیکل گنده خوشتیپ وای تتو‌ام داشته باشه وایی فکر کن مافیام باشه مرد خشن خودم واییی*ذوق
کوک:وای خدا ....وایسا ببینم
نزدیک صورتش شدم تا چهرشو ببینم
کوک:کیوت*خنده
وای چی دارم میگم وای دختره خنگ رو من تاثیر گذاشت ولم کن برم بابا خواستم از تخت بیام پایین تا از اونجا برم که یو برم داشت
ا.ت:تو خیلی کیوتی
کوک:از کیوت خطاب شدن متنفرم
ا.ت:از این به بعد اینجا خونه ی توعه الانم فکر کنم بهتره بریم حموم چون از بیرون اومدی
کوک:نه خدایا منو نجات بده
ا.ت:الان قبول کردی.پس بریم
کوک:نه من قبول نکردم
بلند شد و منو گذاشت رو تخت
ا.ت:صبر کن لباسامو دربیارم تا بریم
کوک:نه در نی....
شروع کرد به در آوردن لباسش بهش خیره شده بودم
کوک:چه بدنی داره لعنتی ...باید خداروشکر کنی 12 شب کنترل تبدیل شدنمو از دست میدم
ا.ت:خب بیا بریم ..اونطوری نگام نکن خجالت میکشم ..بدن خوبی‌ دارم نه هاها شوخی کردم بریم*خنده
اومد بلندم کرد و رفتیم سمت حموم بعد پر کردن وان نشست توش و منم گذاشت بغلش
ا.ت:راستی تو پسری یا دختر..دختری؟
کوک:نه
ا.ت:هوم؟
کوک:آه لعنتی
برای اینکه متوجهش کنم سرمو به چپو راست تکون دادم
ا.ت:نه؟پس یعنی پسری..خبب باید برات اسم بزارم
کوک:لازم نکرده من خودم اسم دارم
ا.ت:خبب من عاشق کوکیم و عاشق خرگوش ام هستم پس اسم تو میشه کوکی
کوک:اسم اصلیمم همینه خنگ وای پشمالو خیش شده داره رو بدنم سنگینی میکنه اخه من که شبیه بابام نیستم چرا باید این قابلیت کوفتی رو به ارث می‌بردم خبب اه
......

«میانِ پنجه‌های نرم و قلب‌های سخت، عشقی زاده شد که هیچ قانونی نمی‌توانست آن را مهار کند.»
دیدگاه ها (۳)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

تکپارتی جونگ کوک

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط