فکر کردم اگر اصلا چیزی نگفته‌ بودم بهتر نبود

فکر کردم اگر اصلا چیزی نگفته‌ بودم بهتر نبود؟

فکر کردم اگر اصلا چیزی نگفته‌ بودم بهتر نبود؟

اگر می‌گذاشتم همه‌ چیز از یاد برود ...

اگر دلم را دور می‌انداختم ...

اگر باز هم ساکت می‌ماندم بهتر نبود ؟

اما بعد یاد انگشتانش افتادم وقتی سعی می‌کرد خنده‌اش را پنهان کند .
نه ، بهتر نبود ...

حق داشت بداند چه بی‌اندازه دلرباست ...

عیبی ندارد که دلش خواست برود ...

همه دلشان می‌خواهد بروند آدم ساده ...
دیدگاه ها (۶)

آی آدمای زندگی من...کاش می‌فهمیدین پشت این سکوت و بی‌تفاوتی،...

گاهی آدم دلش می‌گیرد، نه از یک اتفاق خاص، بلکه از تمام چیزها...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

چند پارتی (درخواستی)

گربه ای در نیمکت کناری...

(اهنگ فراموش شده ی ما )پارت۶«دختر کوچولو؟» خون در رگ‌هایم به...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۳**ویو آت**بعد از قطع شدن تماس آل...

چند پارتی

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۴ پارتصبح روز بعد، وقتی از خ...

پارت ۱۳: گروگان‌گیریِ صبحانهسکوتِ سر میز به حدِ خفه‌کننده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط