{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابا خودت گفتی شبیه مادرم باش

بابا خودت گفتی شبیه مادرم باش
من مثل زهرا مادرت آزار دیدم
یک لحظه یادم رفت اسمِ من رقیه است
سیلی که خوردم عمه را هم تار دیدم
#اللهم_ارزقنا_کربلا_به_حق_الحسین_ع
دیدگاه ها (۱۴)

جنگل نفرین شده پارت ۲۲

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

چند پارتی جیمین.وقتی خیانت می‌کنه...پا تند کردم و سریع به سم...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

رمان تو خود منی

پشت مرز های مارالیاقسمت 2 از زبان آجینتوی حال خودم بودم که ی...

p2 *رسیدن به مدرسهجیهوپ:عزیزم پیاده شو مراقب خودت هم باشدایو...

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط