دیگه زورم به این همه دلتنگی نمی‌رسد بابای مهربانم به

دیگه زورم به این همه دلتنگی نمی‌رسد، بابای مهربانم... به

دیگه زورم به این همه دلتنگی نمی‌رسد، بابای مهربانم... به کجای این دنیا پناه ببرم که جهان، دست از بی‌قراریِ دلم بردارد؟... 🥀

چقدر سخت است در میان خاطراتت زندگی کردن، وقتی می‌دانی هر خاطره، بغضی تازه در گلویت می‌نشاند... لبخندت، صدای قدم‌هایت، حتی آن نگاه‌های آرامت؛ همه‌چیز هنوز در گوشه‌ای از ذهنم زنده است، اما تو نیستی...

انگار تمامِ جهانم به بودنِ تو بند بود و با رفتنت، تمامِ تکیه‌گاه‌هایم فرو ریخت. حالا مانده‌ام و لبخندهایی که آرزو داشتم با تو قسمت کنم، حرف‌هایی که فرصت گفتنشان نرسید و بغض‌هایی که جز با آغوش تو آرام نمی‌گرفتند...

بابا جان، جای تو در قلبم فقط خالی نیست؛ تمامِ قلبم، در حسرتِ دوباره داشتنِ تو جا مانده است... 🖤🥀

#پدرم

.

.

.
دیدگاه ها (۰)

کاش می‌شد... از بوها، صداها، آغوش‌ها و جای خالی آدم‌ها عکس گ...

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

تلخ‌ترین قسمتِ دوست داشتن اینه که یه روز، همون آدمی رو که حا...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

🍃🦋

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط