{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Afterglow

پارت سوم— تمرین
ساعت هشت و هفت دقیقه وارد سالن شد.
مربی نگاهش کرد.
«هفت دقیقه دیر.»
ا/ت کیفش را زمین گذاشت.
«ترافیک.»
«بهانه.»
«واقعیت.»
مربی لبخند زد.
«امروز حوصله‌ی بحث داری؟»
«نه.»
«پس چرا جواب دادی؟»
ا/ت بند کفشش را بست.
«عادت.»
تمرین شروع شد.
ا/ت ورزش را برای معروف شدن شروع نکرده بود.
ورزش برایش بخشی از هویت خودش بود.
تمرین‌های منظم.
مسابقات حرفه‌ای.
ساعت‌ها کار.
اما همیشه یک مرز مشخص داشت.
اگر بین یک قرارداد بزرگ و یک تمرین معمولی مجبور به انتخاب می‌شد، احتمالاً قرارداد را انتخاب می‌کرد.
مربی این را می‌دانست.
و همیشه سر همین موضوع با او بحث داشت

ادامه دارد.....
شرط:
لایک: ۲۷
کامنت: ۳۰
بازنشر: ۱۶
دیدگاه ها (۲۱)

پارت دوم — مدلا/ت از آن مدل‌هایی نبود که فقط برای عکس گرفتن ...

Afterglow

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟺 | یک قدم نزدیک‌ترروز بعد، ساعت چهار عصر.ا/ت جلو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

نام: قرارداد نفرتPart:⁴⁰عصر رو به پایان بود.همه توی سالن آپا...

نام: قرارداد نفرتPart:⁴⁷صبح بعد از صبحانه، ا/ت و جونگکوک برا...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط