{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌀 هشتمین سرنخ

🌀 هشتمین سرنخ

فصل اول | پاکت بنفش

ا/ت تازه از مدرسه برگشته بود که یک پاکت بنفش جلوی در دید.

روی پاکت فقط یک علامت بود: 🌀

داخلش یک کلید کوچک و یک کاغذ قرار داشت:

«ساعت ۷، ایستگاه قدیمی. تنها نیا.»

ا/ت با تعجب گفت:
«خب... این یا شروع یه ماجراجوییه، یا یکی خیلی بیکاره! 😂»

ساعت ۷ به ایستگاه رسید.

پسری با کلاه و ماسک آنجا ایستاده بود.

ا/ت چند لحظه نگاهش کرد.

«تهیونگ؟!»

تهیونگ خندید.
«تو هم این پاکتو گرفتی؟»

ا/ت کلیدش را نشان داد.
«آره. تو هم؟»

تهیونگ کلید خودش را بیرون آورد.

روی کلید او عدد ۲ حک شده بود.

روی کلید ا/ت عدد ۱.

ناگهان صدای قدم‌هایی آمد.

نامجون، جین، یونگی، هوسوک، جیمین و جونگ‌کوک یکی‌یکی وارد ایستگاه شدند.

نامجون گفت:
«فکر کنم همه‌مون برای یک دلیل اینجاییم.»

بلندگوی قدیمی ایستگاه ناگهان روشن شد:

«به هشت نفری که انتخاب شده‌اند، خوش آمدید.»

همه به هم نگاه کردند.

جین شروع به شمردن کرد:
«یک، دو، سه... هفت.»

تهیونگ گفت:
«پس نفر هشتم کجاست؟»

در انتهای ایستگاه، یک در قدیمی آرام باز شد.

روی دیوار نوشته شده بود:

«نفر هشتم را پیدا کنید... قبل از اینکه او شما را پیدا کند.»

ا/ت به راهرو نگاه کرد.

تهیونگ گفت:
«نکنه می‌خوای بری اون تو؟»

ا/ت لبخند زد.

«معلومه که می‌خوام.»

تهیونگ:
«من چرا حس می‌کنم قراره پشیمون بشم؟! 😂»

و هر هشت نفر وارد تاریکی شدند...

اما هیچ‌کس نمی‌دانست نفر هشتم از قبل آنجا منتظرشان بود. 🌀
دیدگاه ها (۱)

🐯 تهیونگ: مرموز، شوخ و شجاع؛ بعضی سرنخ‌ها به گذشته‌ی او مربو...

آتیشی که از بارون شروع شد part 44ویوی ا. تپدر جونگکوک به سمت...

آتیشی که از بارون شروع شد part 50 به طبقه پایین رسیدیمخانه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط