{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پروفسور حسابی می‌گفت :

پروفسور حسابی می‌گفت :
‌‹ لذت بردن‌ را یادمان ندادند ؛
از گرما می‌نالیم،
از سرما فرار می‌کنیم،
در جمع از شلوغی کلافه می‌شویم،
و در خلوت از تنهایی بغض می‌کنیم . . !' ›
دیدگاه ها (۰)

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

شاید خوندن کپشن کمک کنه ریشه درد هات رو پیدا کنی.🦫🌹در نگاه ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش اول_ مثل کبریت کشیدن در با...

رمان: گرفتار توپارت شانزدهم (بخش اول: بازی با آتش)هنوز نفسم ...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط