یه دختر عمو داشتم هر چیزی که میخواست اعتصاب غذا میکرد برا

یه دختر عمو داشتم هر چیزی که میخواست اعتصاب غذا میکرد برا

یه دختر عمو داشتم هر چیزی که میخواست اعتصاب غذا میکرد براش میخریدن، منم یبار کامپیوتر خواستم برام نخریدن اعتصاب غذا کردم روز چهارم که داشتم تلف میشدم رفتم سر سفره غذا بخورم
بابام گفت تا نگی گـه خوردم نمیزارم لـب به غذا بزنی🤦🏻‍♂️
دیدگاه ها (۶۹)

اجبار به بدبختی پارت ۱۳

چند پارتی (درخواستی)

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁴....

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 9.. با فکر به اینکه ...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:ادامه پارت ۲۴ [دید جونگکوک]از...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۹ سانیار مامان با تعجب و بابا با...

رمان به دنبال هم...

پارت هفتم《زندگی جونگ کوک پسر خان》《Custom kiss》ویو جونگ کوک ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط