{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My little princess

My little princess


Part 22



ویو ات
با صدای داد و جیغ بلند شدم جیمین کنارم نبود لباسمو پوشیدم رفتم پایین با دیدن پدر و مادرم پاهام سست شد جیمین‌ رو گرفته بودن اشک تو چشام جمع شد


پادشاه: به به دختر فراری هم اینجاست
ملکه: دخترم تو چیکار کردی
پادشاه: نگهبان ها اینو هم بگیرید

از بازوم گرفتن بردن بیرون انداختن تو کالسکه تا رسیدن به قصر با گریه سرم پایین بود رسیدیم جلوی قصر نگهبان ها از بازوم گرفتن بردن داخل جیمین صورتش خونی بود با گریه بهش نگاه کردم بردن انداختن جلوی تخت پادشاهی

پادشاه: جیمین تو رو دزدید یا خودت فرار کردی باهاش
ات : خودم
پادشاه: از اول هم نحس بودی
ات: از همون اول چرا منو نکشتی تا راحت بشی
ملکه: ات
ات: چیه چی میگی همش تقصیر توعه تو کردی هر چی می‌گفت من نمی‌خواستم قبول کنم تو مجبورم میکردی تو
پادشاه: صداتو بیار پایین
ات: نیارم چی میخ..

با سیلی که خورد حرف تو دهنش موند این دومین سیلی بود که ازش خورده بود اشک تو چشاش جمع شد نگاهشو به پایین دوخت اشکاشو پس زد


ات: مرسی از سیلی زیبات پدر جان
ملکه: ات دخترــ
ات: هیچی نگو هیچی


جیمین‌ روی زمین بود کنارش نشستم دستاشو باز کردم

ات: بذار بره من مجبورش کردم باهام فرار کنه
جیمین‌: چی میگی
ات: لازم نیست توضیح بدی پاشو برو
جیمین‌: ات
ات: میگم پاشو برو


بعد از رفتن جیمین پدرم اشاره کرد همه برن بیرون درو بست فقط من و مامان و بابام بودیم نزدیک اومد


پادشاه: بهت دست زد
ات: آره
پادشاه: رابطه داشتن
ات: آره


حرفم تموم نشده بود که سومین سیلی رو هم خوردم اینبار محکم بود افتادم زمین از موهام گرفت

پادشاه: چیکار کردی روانی
ات: ولم کن روانی خودتی
ملکه: ولش کن

ولم نکرد بیشتر موهامو کشید در باز شد فرشته ی نجاتم مثل همیشه رسید


ات: داداش
تهیونگ: چیکار می‌کنی ولش کن


اومد جدامون کرد بغلم کرد بلندم کرد با نگرانی بهم نگاه کرد

تهیونگ : ببینمت

با گریه بهش نگاه کردم بلندم کرد دستشو دور کمرم حلقه کرد میخواست ببره که

پادشاه: کجا میبری
تهیونگ: پیش خودم
پادشاه: غلط می‌کنه بذار بمونه باهاش کار دارم
تهیونگ: ولی
پادشاه: ولی نداره تو برو

ادامه‌ دارد
دیدگاه ها (۲۷)

جنگل نفرین شده پارت ۲۵

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۶: راز بین پدر و پسرشب…تهیونگ جلوی در اتا...

وقتی بهت خيانت میکنه P5میدونم خیلی دیر گذاشتم ببخشیدات: پس چ...

جادویی به نام عشق

سناریو💯بی تی اس🇰🇷✨وقتی: خشتکش ات یهو جر میخوره نامجون: اخ ...

وقتی عموت بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط