باز دلتنگ

بــاز دلتنــــــــــــگ

بــاز دلتنــــــــــــگ
و بی قــــــــــــرارم
و بــاز دلـــم
به وسعــــــــــــــــــــت
سیــــاهی جاده ی احســاس گرفـــــت٫
با چشمــانی بارونـــــــــــــی
قلـــم به دســـت می گیــــرم
و می نویســـــم
🪄🖤پـــــــــــــــــــــــــــــــدر عزیزترازجانم 🪄🖤
تو آسمونا روزت مبارک
جات خیلی خالیه
بیشتر از همیشه دلتنگتم 😭
🖤🪄
دیدگاه ها (۰)

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 48چند روز از برگشتن لوکاس گذشته بود،...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

پروانه جان

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

فصل دهم _ خانواده ای که سویون را درک نمی‌کند صدای شکستن شیشه...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

پارت ۳: رقصِ رنگ‌ها و نت‌هاهفته‌های بعد، مدرسه‌ی شلوغ و پر س...

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط