{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق...؟ p9

عشق...؟ p9
با درد وحشتناکی ک لای پاهام و زیر دلم بود پا شدم انقدر بدنم درد میکرد ک نمیتونستم تکون بخورم اروم برگشتم دیدم کوک. خوابه ک با شت زدم ب پشتش و گفتم
+جونکوک ای کوک پاشووووو
_هااا!!!! چی شدددد
+کوک درد دارم خیلی
_صب کن چی نه نه وایسا الان میام پا شد رفت سمت حموم بعد چند ویم اومد بغلم کرد برد حموم گذاشتم تو وان خودشم اومد منو نشوند تو وان و زیر دلمو ماساژ داد واقعا خیلی درد داشتم
+عوضی ویمردی یکم اروم تر انجام میدادی من اولین لارم بود حتی باکره بودم
_ببخشید هیلی تحریک شده بودم
+دفه بعد اروم تر انجام بده
_چشممممم ولی خداییش چ بدنی داشتی شیطون
+هیم🙈✨
۳ماه بعد
منو کوک تو این ۳ماه خیی رابطه داشتیم ولی کوک باهام سرد شده حس میکنم من فقطبراش ی اسباب بازیم توی کمپانی بودم با کوک کار داشتم رفتم به اتاق استراحت اعضا ک شنبدم کوک داره در موردم حرف میزنه ک پشت در وایسادم و گوش کردم ب حرف هاش
🐨:یعنی چی یعنی میخوای کات کنی با ات
_هیونگ من درباره احساساتم اشتبله متوجه شدم من عاشق ات نیستم فقط ی هوس بود
با شنیدن این حرف خون تو چشام جاری شد ک درو با لقد باز کردم رفتم جلو همه پا شدن و تعجب کردن
+منظورت چیه یعنی این همه مدت عاشقم نبودی
_ات من
+عوضی من همه چیمو بهت دادم عشقمو قلبمو تنمو کاری موند برات نکنم اگه عاشقم نبودی میتونستی قبل این که انقدر وابستت شم بهم بگی (با عربده)
_خب چیکار میکردم نمیتونستم دلاو بشکنم
ک ی سیلی بهش زدم
++ولی الان شکستی و رفتم بیرون و رفتم خونه خیلی عصبانی بودم
دیدگاه ها (۴)

پارت آخر

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟎 اسمات توی کامنتا🔞+صبح شد بدنم درد میکردبه یاددیشب زدم...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

رمان عشق ممنوع

the first lie

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

Love you پارت نهم«هرموقع کنار علامت اسمشون نقط گزاشتم یعنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط