وقتی قضیه ابانو خورشیدو فهمیدم یه دنیا ناراحت شدم  قضیه

وقتی قضیه ابانو خورشیدو فهمیدم یه دنیا ناراحت شدم 🥲 قضیه

وقتی قضیه ابانو خورشیدو فهمیدم یه دنیا ناراحت شدم 🥲 قضیه اشو تو کپشن نوشتم
قضیه اش اینه که دو تا پسر ایرانی بودن که همج/نسگرا بودن تو یه خونه دوتایی زندگی میکردنو هیچکسم نداشتم تا وقتی که مردم خبر دار میشن زنگ میزنن پلیس و پلیس میادو اون دوتارو دستگیر میکنه اعدا/،مشون میکنن :)
دیدگاه ها (۱۳)

مهمونی خطرناکپارت=16ویو جونگ کوک:راستش اصلا حس خوبی به ته هو...

غروب روز بعد، آسمان شهر به رنگ زخم بود؛ نارنجیِ سوخته که کم ...

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

[ پارت آخر ]

خب قضیه از این قراره که...توی انیمیشن دیدیم که بابای کورالین...

سناریو عیدی براتون اوردم 🥰😂دومین سناریو یه افسر پلیس دختر تو...

آقا اصلا پلیس باید #جدی و #خشن باشه، چه معنی داره پلیس #مهرب...

چشمام می سوخت،اونشب از اون شب هایی بود که هیچوقت صبح نمیشد،ب...

رمان انتقام خونین 🩸❣️part:67#ارسلانوقتی رسیدیم اونجا کلی پلی...

خاطرات جهنمی پارت 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط