{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اجرای پیانو آهنگ نوستالژی دختر کوچک دریا ونجلیس

آن سال‌ها، عصرها بوی چای تازه‌دم می‌داد و صدای رادیو از اتاق نشیمن می‌آمد.
تلویزیون سیاه‌وسفید گوشه‌ی خانه بود، با میز کوچکش و گلدان مصنوعی بالایش.
دقایقی مانده به اخبار، تصویرِ دریا روی صفحه می‌نشست،
موج‌ها آرام می‌آمدند و می‌رفتند،
و ملودیِ آرام «دختر کوچک دریا» در فضا پخش می‌شد.
همه‌چیز انگار کندتر می‌گذشت.
پدر روزنامه در دست داشت، مادر چای می‌ریخت،
و بچه‌ها، خیره به صفحه‌ی تلویزیون،
به رؤیای آن دختر کوچک گوش می‌دادند،
بی‌آنکه بدانند این موسیقی سال‌ها بعد بوی خاطره خواهد گرفت.
آن روزها، دنیا کوچک‌تر بود،
ولی دل‌ها وسیع‌تر.
هیچ خبری هنوز آغاز نشده بود،
اما در دلِ آن چند ثانیه‌ی سکوت و موسیقی،
زندگی معنا داشت.

🎵 #دختر_کوچک_دریا
🎤 #ونجلیس
#پیانو
#نوستالژی
#دهه_شصت
#دهه_هفتاد
دیدگاه ها (۰)

🩵🌊 دنیای شیرین دریا... 🌊🩵چه روزهایی بود... 🥹📺سال ۱۳۷۷، وقتی ...

جمعه‌ مبارکرفیقان جانم… 🍂🧡امروز اگر اناریبی‌هوا از دستتان غل...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چهل‌وهشتم 𓆪 🖤🥀تصویر روی صفحه ثابت ماند.اسما ...

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خاطره...

سال‌ها پیش، در روستای ساحلی زنور، دختری ناشناس با زیبایی خیر...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

LESSON

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

......پارت هفتم......

عقد با رئیس مافیا پارت 30ات هنوز به گوشی تهیونگ نگاه می‌کرد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط