نام فیک مافیای جذاب من

نام فیک: مافیای جذاب من

نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 2
Part: 28
σبه کل قاتل خانوادتو فراموش کردی*خنده

_دهنتو ببند*داد

σمیخواستم کمکت کنم ولی حالا که اینجوری شد هیچی بهت نمیگم

_مگه تو میدونی کیه؟

σاره

_از کجا بدونم راست میگی؟

σبرات یک عالمه مدارک میارم که متوجه بشی ولی در ازاش چیزی ازت میخوام

_اوکی پس در ازاش چی میخوای؟

σمی سو رو

_می سو مال منه نه مال تو فهمیدی*داد

€جونگکوک*اروم

σخب پس من نمیگم بهت که اون کیه..فقط بدون که ی دوست خانوادگیتونه*قطع کرد

_الو..الووو*بلند

جونگکوک گوشی رو محکم پرت کرد رو زمین و گوشی شکست.
مین سو جلو تر رفت و سعی کرد با ارومی ازش بپرسه چی شده..

€جونگکوک.. سان ها بود؟ *اروم

_اره اون عوضی بود*عصبی

€خب..خب چی گفت؟

_گفت میدونه کی قاتل خانوادمه

€خب کیه؟

_میگه مدرک دارم ازش که ثابت میکنه اونه و اینکه در ازاش باید می سو رو بهش بدم*عصبی

€خب میخوای چیکار کنی؟

_باید جاشو پیدا کنیم و بیاریمش اینجا تا از زیره زبونش بکشیم بیرون

€اوکی.. دیگه چیزی نگفت

_گفع اون دوست خانواد..*نگا کرد به مین سو

€و_ عمو*تعجب

_نه نه عمو نیست. اخه چرا باید اینکار رو بکنه؟ تازشم اون میخواست کمک کنه برای پیدا کردن قاتل

€شاید اینجوری میخواست ردی از خودش نزاره

_اما اخه چرا باید اینکار رو بکنه؟

€اگر واقعا عمو باشه باید سان ها رو پیدا کنیم و از زیر زبونش بکشیم بیرون بعدم مدارک رو پیدا کنیم و وقتی عمو از خارج برگشت بهش بگیم

جونگکوک و مین سو داشتن صحبت میکردن که یکی از بادیگاردا سمتشون رفت و گوشیش رو به سمت جونگکوک گرفت و گفت:

Δاقای پارک کارتون دارن

جونگکوک نگاهی به مین سو انداخت.

€سعی کن عادی برخورد کنی*جور یکه جونگکوک بشنوه

جونگکوک گوشی رو گرفت و جواب داد:

_سلام عمو*لبخند

φسلام پسرم خوبی؟

_ممنون شما خوبید؟

φمنم خوبم راستی ی خبر خوب برات دارم

_چه خبری؟*گوشی رو زد روی ایفون

φقاتل خانوادتو پیدا کردم

_واقعا؟

φاره

_خب کیه؟

φپدر سان ها

مین سو با تعجب به جونگکوک نگا کرد.جونگکوک هم تعجب کرده بود ولی سعی کرد خودشو ریلکس نشون بده



ادامه دارد..



ঞحمایت یادتون نرهঞ


۷۰۰ تایی شدنمون مبارکک🔮💫
دیدگاه ها (۰)

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

گل خونی پارت 40+ جیمی رو برایم پیدا کن = چشم و بعد تهیونگ گو...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۳ — روبه‌رو شدنرینا و جونگکوک به عمارت برگش...

#pain#P¹⁰⁴#Season²_ چطور ممکنه؟.... درسته که پدرم ممکنه آدم ...

مومو بقیه میرن بالا پشت بوم و میزوکی رو میزارن یه گوشه هیراگ...

پارت ۲۲ — «اتاق ممنوعه»جونگکوک درِ اتاق رو بازتر کرد.رها: «ن...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁶مین‌جو: شما همو می‌شناسید؟سومیاو با ت...

رمان انتقام ازدواج کامل

🥀 ملکهٔ هفت گناه𓆩 پارت ۱: برخورد اتفاقی 𓆪✍🏻 Rose_Writerساعت ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط