ازداوجاجباری

#ازداوج_اجباری

#ازداوج_اجباری
پارت۱
سلام من جئون لیلی هستم
خب جونم براتون بگه که من توی ۱۶ سالگی پدرم به یه مردی که بهش میومد مافیا باشه تو قمار باخت و بهش فروخت این آقایی که من میگم اسمش مین یونگی هست و صاحب شرکت بزرگیه و خودشم مافیا هست ۳۰ سالشه و خب جای پدر من رو داره
حالا بگذریم
ویو یونگی : مثل اینکه امروز قمار داشتم و خب سر دخترش شرط بندی کرده بودم
(علامت پدر لیلی^ علامت یونگی_)
^به سلام جناب مین
از این طرفا
_خودشیرینی نکن خودت گفتی که با هم قمار بریم فک کنم یادته که رو چی شرط بندی کرده بودیم ؟؟ (سرد و خشن)
وقتی اون رو. گفتم یهو صورتش مثل چی سرخ شد ولی به روی خودش نیاورد
^ب.. بله چرا یادم نباشه مگه میشه یادم بره
باهم قمار کردیم و من بلاخره بردم
_خب خودت میاریش یا خودم برم بیارمش
^آقای مین تروخدا رحم کنید این تنها دختری که دارمش ازم نگیرش
درست فکر کردین دلم برای حالش سوخت ولی خب دلیلی نمیشد که من از سر شرط بگذرم
_خودت گفتی
فک کنم دلت میخواد پلیس ها رو ببینی مگه نه ( سرد و عصبی)
^ب.. باشه قبوله فقط یک شرط؟
_چه شرطی
^باهاش ازدواج کنی
وقتی این. رو گفت انگار یه سطل پر آب سرد روم خالی شد
_چ... چی میگی من‌ جای پدر اون رو دارم
^اگه شرطم رو قبول نکنی نمیدم بهت (سیسی های دسته گل منحرف نشین ناموسا)
#رمان
#بی_تی_اس
#بلک_پینک
#بیبی_مانستر
#استری_کیدز
#کیپاپ
#یونگی
#لیسا
دیدگاه ها (۶)

«آرامش» پارت: 4«داستان: شروع شرط بندی و ماجرا ها»ته. تقصیر ت...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟗 🌷🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «پس اینجا جاییه که م...

فیک کوچولوی من پارت سوم بچها قبل از این که شروع کنم علامت می...

خانوم کوچولو ♡:)part .1.شخصیت ها کیم یون وو : دختر داستان ما...

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

ی شب زیبایی بود که قرار نبود....... همیشه زیبا باشه . ا.ت ی ...

به جست و جوی رویایی زیبا [ پارت ۱ ]

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

پارت 2 ★رمان ازدواج اجباری با هوانگ ★ات: نه نه لطفا پدرمو نک...

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط