بعد از اینکه وارد اتاقش شد با اشتها شروع کرد به خوردن پود
بعد از اینکه وارد اتاقش شد با اشتها شروع کرد به خوردن پودینگ
بعدش رفتم پشت پنجره اتاقش که ویو بزرگی به قصر داشت دید یه کالسکه بزرگ داره وارد قصر میشه
سریع رفت یک دوش 5 دقیقه ای گرفت
اومد بیرون خودشو خشک کرد
یک شلوار مشکی ابریشمی پوشید
برای بالا تنه یک تاپ مشکی مردانه پوشید و روش یک جلیقه مشکی که لبه هاش با رنگ طلایی تزعین شده بود
بعد کتشو پوشید بعد کفش هاش و بعدشم یک عطر زد رفت پایین
فلش بک (داخل کالسکه)
مادر ا/ت:دخترم
ا/ت:بله مادر
مادر ا/ت:دخترم همون طور که میدونی ما برای درمان کردن پسر پادشاه اینجاییم
پادشاه قبول داره اگر شاهزاده لینو عاشق بشه رفتار هاش نرم میشه
ا/ت:اما مادر من هیچی از شاهزاده لینو نمیدونم
پدر ا/ت:شاهزاده لینو عاشق یک شیرینی خوشمزه بنام پودینگ هست
عاشق گربه هاست خیلی آرومه تنها احساساتی که میتونه بروز بده خشم و غروره اما از رفتارش ناراحت نشو چون او طلسم شده
ا/ت:پس کلی کار سخت در راهه...
(بچه ها احساس میکنم بد مینوسم ببخشید آخه اولین باره من دارن یه فیک مینویسم)
بعدش رفتم پشت پنجره اتاقش که ویو بزرگی به قصر داشت دید یه کالسکه بزرگ داره وارد قصر میشه
سریع رفت یک دوش 5 دقیقه ای گرفت
اومد بیرون خودشو خشک کرد
یک شلوار مشکی ابریشمی پوشید
برای بالا تنه یک تاپ مشکی مردانه پوشید و روش یک جلیقه مشکی که لبه هاش با رنگ طلایی تزعین شده بود
بعد کتشو پوشید بعد کفش هاش و بعدشم یک عطر زد رفت پایین
فلش بک (داخل کالسکه)
مادر ا/ت:دخترم
ا/ت:بله مادر
مادر ا/ت:دخترم همون طور که میدونی ما برای درمان کردن پسر پادشاه اینجاییم
پادشاه قبول داره اگر شاهزاده لینو عاشق بشه رفتار هاش نرم میشه
ا/ت:اما مادر من هیچی از شاهزاده لینو نمیدونم
پدر ا/ت:شاهزاده لینو عاشق یک شیرینی خوشمزه بنام پودینگ هست
عاشق گربه هاست خیلی آرومه تنها احساساتی که میتونه بروز بده خشم و غروره اما از رفتارش ناراحت نشو چون او طلسم شده
ا/ت:پس کلی کار سخت در راهه...
(بچه ها احساس میکنم بد مینوسم ببخشید آخه اولین باره من دارن یه فیک مینویسم)
- ۲۴۱
- ۰۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط