A love that begins with jealousy2

A love that begins with jealousy"2"✨

A love that begins with jealousy"2"✨
part:5

جیهوپ:اعععععععععععععععععععع(جیغ فرا بنفش)
جیهوپ بدو بدو میاد بیرون از اتاق
جیهوپ: هییییی ات ات ات
ات: چی شدههه
جیهوپ: حش.... حشره اونجاعه
ات: 😂😂😂😂
جیهوپ: هی چرا میخندی؟(اخم)
ات: میدونم به خاطر همین خودم نرفتم اون اتاق
جیهوپ: اه اصلا با شجاعت خودم میرم میکشمش(چند تا دست مال کاغذی برداشت)
ات: بیا اینور خودم میکشم
جیهوپ: جدی.... بیا
ات رفت و حشره رو کشت اومد بیرون دستاشو شست
جیهوپ: وای ات عالی بودی😅
همو بغل کردن
همه اعضا داشتن همه جا رو نگاه میکردن و...
ویو کوک:
داشتم تمام امکانات رو نگاه میکردم یه اتاق دیدم درشو باز کردم پشمامممم
کوک: وایی اینووو اتاق نه نه باشگاهه وای دنبل وای وزنه هارو
نام هیونگ بیاااااااا
نامجون: بل... ه(دهنش باز مونده😱)
نامجون: اینجارو چقدر خفنه فردا میخوام فقط ورزش کنم
ویو جین:
داشتم اشپز خونه رو نگاه میکرد به مواد غذایی که گفته بودم برامون امده کنن نگاه کردم وای عالی بود همش همونا بود یه غذای عالی درست کنم

فلش نکس به موقعه شام....

تهیونگ: اوممم.... جین عالیه
کوک: اره جین ممنونن
نامی: دستپختت مثل همیشه عالیه
جین: نوش جونتون
فلش نکس به فردا....

جیهوپ ویو:
از خواب پاشدم اماده شدم رفتم خونه اصلی که یه صبحونه اماده کنم رفتم ولی کسی نبود یه وافل میوه ای برای خودم درست کردم راستش گفتم شاید موقعه خوردن کسی بیدار بشه اضافه درست کردم
داشتم میخوردم دیدم ات اومد، با صورت خوابالو خیلی کیوت شده بود، ای کاش میتونستم همین الان بغلش کنم بچلونمش
جیهوپ: عه ات بیدار شدی
ات: اومم هوپی. چه بوی میاد
جیهوپ: بیا برات صبحونه درست کردم
ات: نه بخور این برای خودته خودم درست میکنم
جیهوپ: نه اضافه هم درست کردم بیا
ات: جدی.... دستپخت تورو خیلی دوست دارم هوپیی😊
ات و جیهوپ داشتن کنار هم صبحونه میخوردن، صبحونه ای که دلاشون نزدیک هم ولی خودشون برای مشکلات کار دور از هم...
جیهوپ: ام... ات من تموم کردم
ات: ام... هوپی خیلی خوشمزس مرسیی(درحال خوردن)
جیهوپ: نوش جونت.. چاگی......
ات: اهم... اهم(سرفه)
جیهوپ: ام... میخوای شیر برات بیارم
ات: نه.. ممنون 😊
جیهوپ رفت و یه لیوان برای ات شیر اورد
ات: وایییی هوپی میدونستی تو یه فرشته ای مرسیی(با ذوق🥹✨)
جیهوپ: بخور نوش جونت(یه بوس روی موهاش گذاشت و رفت)
جیهوپ رفت یکم پیاده روی اتم بعد صبحونه ای که امیدش اونو براش اماده کرده بود رو خورد و ظرف هارو جمع کرد و رفت اتاقش لباسشو عوض کرد و کارای دیگرو کرد مثلا ارایش فلان.....

پارت بعد منتظر باشیددد🙂🤍
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
#jihope #BTS #Fake
دیدگاه ها (۰)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۶فردا ویوات صبح از خواب پاشد دید صبح زوده تصمیم گرفت صب...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

الماس زیبای من ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

#برادر ناتنی من

پارت 45╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌲 کلبه‌ی جنگلی 🌲╚═══.·:·.💜.·:·.═══...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط