با لبخند میگفت

با لبخند میگفت:

با لبخند میگفت:
"ببخشید، شخص مهمی روی پامه.."😄

📌عشق، لبخند نجیبی ست
که روی لب توست
خنده‌ات، علتِ آغاز غزل خوانی ‌هاست..❤


#حاج_قاسم #حاج_قاسم_سلیمانی
#مکتب_حاج_قاسم #مکتب_سلیمانی
#سردار_دلها #سردار_سلیمانی
دیدگاه ها (۰)

قسمت ۱۲ جونگ‌کوک با قدم‌های بلند بهش نزدیک شد، دستش رو گرفت ...

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇17ویو هویج:نامجون نمی‌دونست دقیقاً ا...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

دو پارتی از جی . پارت اخرجی و ات از اون پارتی پر سر و صدا و ...

THE HIDDEN LOVEفصل اول: «قرار نبود امشب بیای!»سئول، کره جنوب...

میبخشی پارت ۴

#مافیا_عزیز_من#Part29فلیکس با قدم‌های بلند و پرقدرت، در حالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط