{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استوری عاشقانه

استوری عاشقانه
همیشه فاصله بوده بین دستای منو تو

با همین تلخی گذشته شب و روزای منو تو

راه دوری بین ما نیست اما باز اینم زیاده

تنها پیوند منو تو دست مهربون باده

ما باید اسیر بمونیم زنده هستیم تا اسیریم

واسه ما رهایی مرگه تا رها بشیم میمیریم

 

کاشکی این دیوار خرابشه منو تو باهم بمیریم

توی یک دنیای دیگه دستای همو بگیریم

شاید اونجا توی دلها درد بی زاری نباشه

میون پنجره هاشون دیگه دیواری نباشه


#ابی_گوگوش
تنهایی،
شاخه ی درختی است پشت پنجره ام
گاهی لباس برگ می پوشد
گاهی لباس برف
اما همیشه هست…
دیدگاه ها (۰)

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

My uncle 2(part 1)

وقتی سرطان داشتی اما...دوتا برگه توی دستای لرزون بود..برگه ی...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eighteenویوی جونگ کوک :احساسات‌م...

پارت۲بوسه‌ی کاتسوکی بویِ تندِ عرق، بارون و انفجارهایِ مهارنش...

دوپارتی هیونجین

بالاتر از اتمسفر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط