به همین دلخوشم

به همین دلخوشم

به همین دلخوشم
که هنوز دلواپسی هایم را بلدی
وقتی دلم می گیرد
بی آن که بگویم پنجره را باز می کنی
وقتی باران می بارد
در لیوان خودت برایم چای می ریزی و
پرده را کنار می زنی
برای دست هایم نگرانی
وقتی می لرزد و سکوت می کند و
نگاهت را با بی قراری ام هماهنگ می کنی.
من همین را در تو می پرستم
که اگر بخواهم عکس روی دیوار را بر می داری
حتی اگر لبخند سحرانگیزت را قاب گرفته باشد.
تو خوب می دانی
جز من کسی نباید اسیر جادویت باشد…
به من فرصت بده
تا در کنار تو ناشکیباترین عاشق جهان باشم.
🌻♥️........
#تکست_عاشقانه
#عاشقانه
#زندگی
#عشق_و_شعر
#طبیعت
#آرامش
دیدگاه ها (۲)

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

من وقتی مادر شدم، تازه فهمیدم مادرم برای ما چه کرد…تازه فهمی...

پروانه جان

سناریو

Why Did I Fall in Love with You?P⁸دو هفته بعد...دوهی بالاخره...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت دهمیونا با عصبانیت به مرد خیره ش...

رمان اسیر خان پارت پانزدهم ۱۵

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۳از دست دادن مادرش...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط