{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمامی این دلتنگی ها ، این گریه های شبانه و این تعصب بی جه

تمامی این دلتنگی ها ، این گریه های شبانه و این تعصب بی جهت نسبت به کسی که تابه حال او را از نزدیک ندیده ام بر میگردد به نخستین باری که چشمان زیبایت را دیدم و غرق چشمانت شدم  تقصیر تو نیست تقصیر از من است که چشمان کسی را دیدم که در سرنوشتم نیست و هرگز نخواهد آمد  اما یک چیز را بدان باش که در قلبم وارد شدی و در قلب من پایتختی برای پادشاهی خود ساختی اما هیچ کس نمی تواند وارد قلب من شود و پایتخت تورا ویرانه سازد و جای پادشاهی تورا در قلب ویرانه ی من بگیرد شاید کسی در قلب تو باشد اما قلب من تا ابد برای توست
دیدگاه ها (۶)

چندپارتی تهیونگ

میبخشی پارت ۵

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:2اگر کمی دیگر طول می‌کشید ممکن بود قلب ...

#داستان_شبدر شهری که موش آهن می‌خورد، کلاغ هم کودک می‌بردباز...

سناریو: ماه سرخ

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط