{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My Vampire Mate Season 2 part : 43

کاساندرا در حال گذراندن زمان ناجوری با خون‌آشام بود تهیونگ روی سقف بین آن دو پرید و با حالتی تهدید آمیز به کاساندرا خیره شد
♤ در مورد چی صحبت میکردی؟
کاساندرا به سادگی گفت : ○ چیزای دخترونه
که باعث پریدن رنگ اِما شده بود؟
♤ من قبلا یبار در مورد این موضوع باهات بحث کردم باید اتفاقی که افتاده رو بپذیری
تهیونگ در قبیله‌اش به مهربانی معروف نبود و همچنین به دوبار توضیح دادن یک چیز
اگر کاساندرا به وضعیت بین جیمین و اِما ضربه میزد ، تهیونگ بیشترین تلاشش را میکرد تا جلویش را بگیرد
با چند اینچ فاصله جلویش ایستاد
♤ برو پی کارت کاساندرا میخوام باهاش تنها حرف بزنم
کاساندرا شانه هایش را عقب داد
○ نه من‌ نم...
تهیونگ چشمانش را چرخاند و خرناس ارامی کشید
هر کاری در توانش بود انجام میداد تا دوست قدیمی‌اش مثل او نشود از جمله پرت کردن کاساندرا از روی سقف
♤ تنها مون بزار
○ به هر حال داشتم میرفتم
در حالی که به سرعت دور میشد گفت :
○ منم در حالی که شما دو تا حرف میزنین میرم جیمین رو ببینم
تهیونگ کقتی متوجه شد که خون ‌آشام اصلا از این ایده خوشش نیامده ابروهایش به هم نزدیک و چشمانش باریک شده خیالش راحت شد
فکر میکرد هرگز از دیدن ناراحتی یک زن انقدر خوشحال نشده هر چند که انتظار داشت که به رفتن کاساندرا به سراغ جیمین اعتراض کند ولی اِما چیزی نگفت ، قبل از اینکه کاساندرا از روی سقف بپرد از روی شانه‌اش به اِما گفت : ○ پیشنهادمو فراموش نکن خون‌آشام
وقتی تنها شدند تهیونگ پرسید :
♤ چه پیشمهادی داد؟
+ این به تو مربوط نیست
نگاه تهدید امیزی به او انداخت ولی اِما فقط شانه بالا انداخت
+ این هیچ تاثیری روی من نداره ، میدونم که نمیتونی بهم صدمه بزنی وگرنه جیمین با 6 روش مختلف تا یکشنبه تو رو میزنه ، درسته؟
♤ عجیب حرف میزنی
اِما با اهی گفت : + اگه یه دلار داشتم.....{ یه اصطلاح برای کسیه که یه چیزی مدام بهش گفته میشه و میگن اگه برای هر بار که این حرف بهم گفته میشه یه دلار میگرفتم فرد ثروتمندی میشدم }
چرا وقتی جیمین این موجود را توصیف میکرد طوری بنظر میرسید که انگار منزویست
♤ پس اگه نمیخوای بهم بگی کاساندرا چه بذری کاشته پس جسارتا میتونیم چند دقیقه ای باهم قدم بزنیم
+ نه ممنون سرم شلوغه
♤ مشغول به تنهایی قدم زدن در یک شب مه الود روی سقف؟
+ تو یه هدیه‌ی عالی توی دیدن داری { داره به تهیونگ کنایه میزنه }
♤ صحبت از هدیه شد......یه هدیه در طول روز برات آوردم
اِما خشکش زد به آرامی به سمت او چرخید و سرش را کج کرد
+ یه هدیه؟
تهیونگ به سختی تعجبش را پنهان کرد
لعنت اگر همانطور که لور میگفت والکری ها زیاده طلب و هدیه دوست باشند.....
♤ اگر مدتی با من باشی و به حرفام گوش بدی بهت نشون میدم
لب پایینی سرخش را گزید و نیش هایش را نشان داد تا به او یاداوردی کند که هنوز هم خون‌آشام است
تنها دفعاتی که تهیونگ با یک خون‌آشام حرف زده بود زمانی بود که یکی از انها را شکنجه میکرد
+ باشه پنج دقیقه ولی فقط برای اینکه بتونم هدیه رو ببینم
برای کمک دستش را دراز کرد تا از سقف پایین برود ولی یکی از عجیب ترین حرکاتی که تا کنون دیده بود را انجام داد و جوری از روی سقف پایین پرید انگار نه انگار که پانزده فوت است انگار که 15 اینچ را پایین رفته

سلام به عزیزان گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه قرار یه پارت دیگه هم واستون بزارم حمایت کنید عزیزان روح نباشید
دیدگاه ها (۲)

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۵درِ کلاس بسته شد.جیمین هنوز به تهیو...

پارت ۱۳: رئیس، لبخند بزن! 📸😂ساعت ده صبح بود و شرکت مثل همیشه...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ویو میکا_____نگاهم افت...

برده عمارت جئون

^فیک جونگکوک^(پارت‌؟)

پارت ۴۲

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

پارت : ۱۶ناشناس : تو ۲ سال میری خارج و هیچ ارتباطی با تهیونگ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p66دلت برای زندگی قبلت تنگ میشه؟»جیمین چن...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²²ویو میکا_____جلوی بیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط