او هم شما را میخواست

او هم شما را میخواست؟

او هم شما را میخواست؟
به اندازه یک قرن ساکت ماند.
بعد گفت:
هیچوقت مطمئن نشدم!

_رویای تبت،فریبا وفی
دیدگاه ها (۰)

هوا رو به تاریکی می‌رفت و حیاط مدرسه تقریباً خالی شده بود. ت...

پارت 3

🎭 آخرین نقشپارت نهمصبح روز بعد، لیانا زودتر از همیشه به استو...

RESPECT OR DIE : پارت بیستم + نیلا عقب برو...مرد خندید...: (...

ᴘᴀʀᴛ ۴۰ | حرفی که سال‌ها نگفته بودشب قبل از رفتن آرا...خونه ...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟸[View مری]همین که حرف جین رو شنیدم، یکم تعجب کردم.یعنی ...

صبح روز مهمانی، ا.ت زودتر از همیشه از خانه بیرون رفت.وقتی چن...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 13ویولت با شنیدن حرف هوسوک چند لحظه ...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 31من این نامه رو برای خودم نوشته...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۲ — خیانترینا هنوز به جمله‌ی مرد خیره مانده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط