شب آخر بگذار این پر من باز شود

.

.
شبِ آخر بگذار این پَر ِمن باز شود
بیشتر رویِ تو چشم تر من باز شود

حرفِ هجران مزن اینقدر مراعاتم كن
دست بردار، دلِ مضطر من باز شود

جان زینب برو از كرب و بلا زود برو
مگذاری گره ی معجر من باز شود

آه، راضی نشو بنشینم و گیسو بكشم
آه، راضی نشو موی سر من باز شود

پای دشمن به روی پیكر تو باز شود
روی دشمن به روی معجر من باز شود

جانِ من حرز بینداز به گردن مگذار
جای این بوسه ی پیغمبر من باز شود

جان زینب برو مگذار غروب فردا
سمت گودال رهِ مادر من باز شود

حیف از این زیر گلو نیست خرابش بكنند؟!
پس اجازه بده تا حنجر من باز شود

لااقل قول بده زود خودت جان بدهی
بلكه راهِ نفس آخر من باز شود


🖋️ شاعر: استاد علی اكبر لطیفیان
🎙️ دیزاین و دکلماتور: حامد عقیلی
دیدگاه ها (۰)

I fell for my doctor- part 11

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.1ا.ت:کوکیییکوک:جانم پیشی کوچولوی د...

part : 9پاورچین پاورچین از در فاصله گرفتم و در اتاق اولی رو ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.12ا.ت:اووو ببینش چ...

ادامه پارت 13🍷𓂃𓂃𓊝#contract جمله‌اش نیمه‌کاره موند. دختری که ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁴﴿ویو ات﴾تمام شب، حرف‌های سرایدار و رفت...

KIM V

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۱۲**(روز اردو - جنگل سرسبز و خوش‌منظره...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

part 59تهیونگ و آلینا نشستن پشت میز و آلینا داره روی یه بوم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط