پرواز قوها

" پرواز قوها "

" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۱۱۰

ویو راوی
نورا مواد غذایی و به همراه وسایل اورد و جلوی تهیونگ گذاشت که تهیونگ گفت

_ خب چیکار کنم ؟

+ شما الان این هویچ ها رو خرد میکنی و بعد میری سراغ خیار ها و اونا رو هم خرد میکنی

تهیونگ ابرویی بالا انداخت و گفت

_ اونوقت شما چیکار میکنی ؟

نورا دست به سینه وایستاد و گفت

+ من هم موادی که شما خرد میکنی رو میپزم

تهیونگ تا خواست چیزی بگه نورا از کنارش رد شد و هر دو شروع به کار شدن

ساعتی گذشت و بلاخره شامی که باهم درست کرده بودن ، حاضر شد و به کمک هم میز شام رو چیدن و پشت میز نشستن و مشغول خوردن شدن

+ واییییی خیلییی خوشمزه شده

_ دست خانومم درد نکنه

+و البته دست شوهری درد نکنه که موادشو خرد کرد

تهیونگ تک خنده ای کرد و قاشق رو نزدیک دهنش کرد ولی قبل از اینکه بخوره گفت

_ راستی .....امروز که فرمانداری بودم شنیدم سربازا باید از پس فردا برگردن پادگان

+ چییی ؟ چه زود ؟

_ نمیدونم چرا ولی گفتن حتما باید بریم

+ کاش میشد نری

تهیونگ سکوت کرد و مشغول خوردن شد که دیگه نورا چیزی نگفت و اون هم مشغول خوردن غذاش شد

بعد از تموم شدن شامشون تهیونگ به اتاق رفت و نورا هم میز شام رو جمع کرد و ظرف های غذا رو توی سینک گذاشت تا بشورتشون

+چه قدر ظرف استفاده کردیم

نورا دستکش هاشو برداشت و همزمان با پوشیدنشون گفت

+نچ نچ نچ ......باید دفعه بعد مراقب باشم تا این همه ظرف کثیف نکنیم

همینکه شروع کرد به شستن ظرف ها در اتاق باز شد و تهیونگ از اتاق خارج شد

+ اعه اومدی ....تهیونگ میگم از این به بعد باید..............

همینکه چشمش به تهیونگ خورد حرفش از یاد رفت و با تعجب به تهیونگ نگاه کرد که تهیونگ گفت

_ چیشد ؟ .......داشتی میگفتی

نورا با دستای کفی به تهیونگ اشاره کرد و گفت

+ چرا ......رکابی پوشیدی ؟........گرمته ؟

تهیونگ نگاهی به خودش کرد و گفت

_ نه گرمم نیست .....خواستم ورزش کنم گفتم با رکابی بهتر میشه

نورا اهان ارومی گفت و دوباره مشغول شستن ظرف شد تا ..................
دیدگاه ها (۲)

MONSTER

«رایحه پنهان»تهیونگ هنوز مشغول اسپری کردن گل‌ها بود، اما هر ...

پارت ۲۲

ویو تهیونگ بعد از غذا:بند شدیم و اماده شدیم.تو ماشین بودیم ک...

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

پارت ۱۹ (هنوز توی فلش بگ‌ تهکوکه)«نمیخوای بشینی پسرکم؟؟»«حتم...

عشقی حقیقی

پارت 4۲تهیونگ به گوشیِ توی دستش نگاه کرد؛ شماره ناشناس بود. ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 20چند دقیقه بعدتهیونگ وارد اتاق شدجین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط