𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆

Part 4

ساعت نزدیک ده شب بود

آرین روی مبل اتاقش نشسته بود و مشغول بررسی پیام‌های گوشی دومش بود

یکی از افرادش نوشته بود که جلسه مهمی برای فردا ترتیب داده شده و همه منتظر دستور رئیس هستن

آرین جواب کوتاهی داد و گوشی رو کنار گذاشت

هنوز چند دقیقه نگذشته بود که صدای در اتاق بلند شد

بیا تو

جونگکوک وارد شد

کت مشکی تنش بود و آستین‌هاش رو کمی بالا زده بود

آرین نگاه کوتاهی بهش انداخت

فکر کردم گفتی امشب جلسه داری

جلسه تموم شد

جونگکوک نگاهی به گوشی روی میز انداخت

حالت بهتره؟

آره

چیزی خوردی؟

نه هنوز

جونگکوک رو به در کرد

شام رو بیارن اتاق

آرین سریع گفت

لازم نیست خودم میام پایین

جونگکوک دوباره نگاهش کرد

هنوز نباید به خودت فشار بیاری

آرین از جاش بلند شد

من خوبم

جونگکوک مخالفتی نکرد و هر دو به سمت سالن غذاخوری رفتن

چند دقیقه بعد شام روی میز قرار گرفت

آرین مشغول غذا خوردن شد و جونگکوک در سکوت مشغول بررسی چند پرونده بود

آرین پرسید

همیشه موقع غذا هم کار می‌کنی؟

جونگکوک بدون اینکه سرش رو بالا بیاره جواب داد

وقتی مسئولیت چند صد نفر رو داری وقت زیادی برای استراحت نمی‌مونه

آرین نگاهش کرد

پس رئیس بودن اونقدرها هم آسون نیست

جونگکوک لبخند کمرنگی زد

تو که باید بهتر از هرکسی بدونی

آرین برای لحظه‌ای مکث کرد اما سریع خودش رو جمع کرد

منظورت چیه؟

جونگکوک نگاهش رو از پرونده گرفت

گفتم وقتی نامزد منی باید بدونی کارم چقدر سخته

آرین چیزی نگفت و دوباره مشغول غذا شد

بعد از شام جونگکوک تا جلوی اتاق همراهیش کرد

قبل از اینکه آرین وارد بشه گفت

جونگکوک

جونگکوک برگشت

بله؟

فردا می‌خوام از عمارت بیرون برم

برای چی؟

یه مقدار کار دارم

جونگکوک چند لحظه نگاهش کرد

باشه اما تنها نمی‌ری یکی از محافظ‌ها همراهت میاد

آرین اخم کرد

من به محافظ احتیاج ندارم

این موضوع قابل بحث نیست آرین

لحن جونگکوک جدی شده بود

آرین هم بدون ادامه بحث وارد اتاق شد و در رو بست

اون هنوز نمی‌دونست زندگی زیر یک سقف با جونگکوک قراره چقدر براش دردسر درست کنه



#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۷)

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 3صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستا...

چند پارتی

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟗ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.اِریا کنار پ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷ویو میکا_____میکا: «چی...

چند پارتی.. وقتی مجبوری با رئیست سفر کاری بری.. Part 1(ویو ا...

🖤 فیک: اون فقط یه دانشجوی ساده‌ست...پارت اول: دوست‌پسر خطرنا...

نخ هایی که دلم رو بهت دوخت

چند پارتی بازیچه

Why Did I Fall in Love with You?P²³ | چند روز بعد – شرکت دوه...

«رایحه پنهان»جونگکوک از اینکه پسر بدون هیچ اعتراضی همون‌جا ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط