کاملم کن پارت ۱۰

شوتو: معلم شمشیر زنیم احتمالا داره لباس عوض می کنه«رفتن توی رختکن و پوشیدن لباس مبارزه »
‌سنسی : خب جناب شوتو آماده ی شمشیرزنی هستی یا تو فکر دختره ای
‌شوتو: سنسی آماده ام برای شمشیرزنی ولی شما از کجا میدونید
‌سنسی: بنظرت یک سنسی نباید از دل دانش آموزش خبر داشته باشه
‌شوتو: لطفاً به پدرم نگید........زندگی اونم نابود می کنه نمی خوام درد بیشتری بکشه«بستن قلاف شمشیر» من آماده ام
‌سنسی و شوتو دوئلی کردن که نیم ساعت وقت برد بعد از دوئل نشستند و استراحت کردن سنسی شوتو کلی بهش کمک کرد تا مطمئن بشه عاشق شده ولی یکم رفت اونور تر به جاهای باریک رسیدن که شوتو خودشو کشید عقب
‌شوتو:سنسی شاید تا این حد نرسه جلوتر نرید
‌سنسی: درسته شاید یکی تون ازدواج کرد
‌شوتو «بلند شدن و رفتن به رختکن»: نه..... عمرا اون کسی رو به من ترجیح بده
‌سنسی«خنده ای چشم بسته»: باشه بابا جنبه شوخی نداری ولی اگه پدرت مومو رو برات بگیره و ازدواج کنید اونم زوری
‌شوتو «ایستادن»: نه من با خانواده یائوروزو وسلت نمی کنم
‌سنسی: من میدونم اگه عشق دوطرفه باشه حتما عشقی از خدایان است که کمکتون میکنه
‌شوتو: ممنون سنسی کمکم کردید تا فردا
اونور جای درمانگر جوان که از وقتی رسیده کلی مریض داشته و حتی نتوانسته بره به خرید
#مای_هیرو_اکادمی #مدرسه_قهرمانانه_من #شوتو_تودوروکی #سناریو #فن_فیک #کاملم_کن #انیمه #مانگا
دیدگاه ها (۰)

عمارت مافیا قسمت ⁶ رفتم پایین تا صبحونه بخورم هنوز تو شک بود...

رت : ۱۸ ویو صبح :جیمین : بیدار شدم و دیدم فرشته کوچولوم خواب...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part23وارد رستوران شدیمو سر ی میز نشستیم بارک...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p1یه چند ماهی میشد که ...

پارت ۵(روز ازدواج)ویو جیمینباورم نمیشه دارم ازدواج میکنم اون...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 8۳باورت بشه که آدما ...

HATE TO LOVE¹⁷(ویو:رز){از این به بعد حرف های نویسنده رو داخل...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

مافیای من

My lovely neighbor part : ۷۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط