{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Heir of Light and Darkness

Heir of Light and Darkness
part : 1

همراه دوستش جیمین کلی خرید کرده بود. دستای خودش پر از پاکت های خرید و حتی دستای جیمین هم پر بود

×میگم این همه خرید لازم بود؟!

+اینقدر حرف نزن فقط بیا

×قضیه ی ازدواج و چیکار کردی؟

+هنوز فکری راجبش ندارم... نمی‌دونم چطوری پدرم و راضی کنم

×هرکاری کنی... نمیتونی بگی نه

+ولی من به این ازدواج راضی نیستم

×خب... نمی‌دونم چی بگم

خواست به سمت آسانسور بره ولی فردی که جلوی در پارکینگ بود باعث شد مکث کنه

+هی... اون مرده رو ببین

×کدوم مر-

حرفش با دیدن مردی چهارشانه، و عضلانی قطع شد

×اون کیه؟

+نمی‌دونم فقط... خیلی جذابه

×تو حتی صورتش و ندید-

حرفش دوباره قطع شد چون مرد برگشت، اون خیلی جذاب بود، پیرسینگ ابرو و لب داشت!

+خب... واقعا جذابه!

×ولش کن ته... بیا بریم

+وای اگه گذاشتی ببینم بریم

و بعد وارد آسانسور شدن و رفتن. وقتی وارد خونه شدن مهمون داشتن.

+اوه.. سلام

• سلام پسرم خوش اومدی

~ سلام عزیزم ، خوش برگشتی

+ممنون مامان و بابا... ببخشید اینا کین؟!

~ اوه.. ایشون آقا و خانم لی هستن ، این هم پیرسون بنجامین.

+اوه از دیدنتون خوشحالم.

^ ما هم همینطور پسرم

° ما هم از دیدنت خوشحالیم

= از دیدنت خوشحالم آقای کیم

تهیونگ حس خوبی از بنجامین نگرفت برای همین قدمی عقب رفت

+خب... میرم وسایلم و بزارم اتاق

• باشه پسرم

~~~

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۸)

Iove and the moonPart11همینطور که اطراف خیره شده بود دست گرم...

رمان : آیدل من پارت: «4»ویو «ا/ت»رسیدیم کمپانی ، از ماشین پی...

پارت ۲۶ روز بعد، طبق قراری که گذاشته بودیم، مسابقه‌ی آخر رو ...

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 16نویسنده:«اونا بعد از کمی ص...

part:17ویو ات:داشتم با رُزی صحبت میکردم که زیر چشمی میدیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط