{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسیار زیبا حتما بخونید:

بسیار زیبا حتما بخونید:
می‌گویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت....
روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه‌ی سکه ی مردی غافل را می‌دزدد، هنگامی که به خانه رسید کیسه را باز کرد دید در بالای سکه‌ها کاغذیست که بر آن نوشته است:
خدایا به برکت این دعا سکه‌های مرا حفاظت بفرما..
اندکی اندیشه کرد سپس کیسه را به صاحبش باز گرداند.
دوستانش او را سرزنش کردند که چرا این همه پول را از دست داد.
دزدکیسه در پاسخ گفت:
صاحب کیسه باور داشت که دعا دارایی او را نگهبان است. او بر این دعا به خدا اعتقاد نموده است .
من دزد دارایی او بودم نه دزد دین او.
اگر کیسه او را پس نمیدادم، باورش بر دعا و خدا سست میشد.ان گاه من دزد باورهای او هم بودم.
واین دور از انصاف است...!
و این روزها در این سرزمین عده‌ای هم دزد خزانه مردمند و هم دزد باورهای شان .

اگر می‌بری سکه‌ها را ببر
نه باورها را
دیدگاه ها (۴)

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

حماسی

Nine

می گویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت:روزی دزدی در مجل...

می گویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت....روزی دزدی در ...

می گویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت:روزی دزدی در مجل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط