time eout

PART:7
یونجون:چه عجب..هی تو. یکی از افرادی که اونجا بود رو با اشاره صداش کرد:بیا اینارو باز کن. فرد دست تک به تک اون هارو باز کرد. هانسو:یادتون باشه فقط یه هفته. از اونجایی تاریک سرد آزاد شده بودن دیگی ترسی نداشت خب چرا داشت ولی ترسش کمتر شده توی لیموزینی که تهیونگ بهشون گفته بود نشستن ولی تنها نبودن یونجون و هیون حین هم پیششون بودن. هیون کنار فلیکس نشسته بود فلیکس خیلی یواش انگشت کوچیکش رو به پای هیونجین زد صورتشو برگردونند سمتش از شدت کیوت بودن پسر روبه روش خنده کوچیکی کرد:چی شده. فلیکس:او اونا کی بودن. هیون:خب راستش... .فلیکس:راستش چی. یونجون:گفتم بهتون توضیح میدم الان فقط سکوت کنید تا توضیح بدم. نفس عمیقی کشید و ادامه داد:ما یعنی هیونجین من شوگا مینهو و تهیونگ خب راستش ما ما...مافیاییم. با آخرین کلمه اش هان از خنده ترکید:وایییی میگه...میگه مافیااا...وای جک خوبی بود ولی ما برای جوک گفتن شوخی کردن اینجا نیستیم ما سلامتی نزدیک بود بمیرم حتی خودتم اونجا بودی. یونجون نگاه جدی کرد:الان به قیافه من میخوره باهاتون شوخی کنم...ادامه میدم هانسو شمارو برای این گرفته بود چون اون روز که رفتیم کافه چندتا از دستیارانش مارو دیدن فکر کردن شما-. فلیکس:ما چی یونجون. یونجون:فکر کردن شما پارتنرای مایید چون من کنار سوبین نشسته بودم برای همین فکر کردم فلیکس با هیون مینهو با جیسونگه و من با سوبینم برای همین توی انبار/اتاق اونجوری گفت...و درباره خواهرش ویکی که خواهره هانسوعه عاشق هیونجین بود برای چند ماه باهم بودن ولی بعد ویکی گذاشت رفت و کسی ازش خبر نداره هانسو هم فکر می‌کنه که هیونجین خواهرش رو کشته برای انتقام از هیون چون وقتی هیون با ویکی بود ویکی بخاطر هیون حین با هانسو قطع ارتباط کرد.

ادامه تو کامنت ها
دیدگاه ها (۱۳)

پارت 45 رمان عشق مدرسه ای ویو وقتی که میخواستند برن بیرون: ا...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۹ بعد از رفتن دانش‌آموز جدید، چهار آل...

پارت 36 رمان عشق مدرسه ای که رسید به جای ترسناکش ات نشسته بو...

پارت 5 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★میوفته روی ات و هیون! هیون...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

پارت 38رمان عشق مدرسه ای ویو صبح اردو: لیسا: ( خمیازه) صبح ب...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_19فصل دهم | سؤا...

پارت 37 رمان عشق مدرسه ای و ات هم اومد تو بغل هیون و هیون مح...

پارت 32 رمان عشق مدرسه ایو رفتند تو اتاق فرار و به حرف اونای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط