اولین ملاقات p⁶

که یهو همه رفتن روی کاناپه نشستن و برای ا/ت و چان جا نبود
ا/ت:اشکال نداره من میشینم ولی هیونگ تو روی زمین نشستن مشکلی نداری؟ (رو به چان)
چان: نه مشکلی نیست!
اعضا: نههههههه ما نمی تونیم بزاریم تو روی زمین بشینی ا/ت!!!
فیلیکس:بیا جای من بشین
ا/ت :نه روی زمین میشین ممنونم هیونگ
لینو :بیا جای من !
ا/ت : نه مرسی ولی واقعا من مشکلی با روی زمین نشستن ندارم شما راحت باشید
//یهو چان رفت و با دوتا بالشت و پتو اومد//
سونگیمین: الان میخوای بخوابی؟!
نه بابا برای خودم و ا/ت اوردم
چان یکی از پتو هارو روی زمین انداخت بالشت هارو هم به حالت تکیه گذاشت و رو به ات گفت بیا بشینیم(با لبخند)
ا/ت هم با لبخند رفت نشست و وقتی تکیه داد چان اون یکی پتورو روی پاهای خودش و ا/ت انداخت
چان: خب مشکلمونم حل شد"
جیسونگ: خب!حالا فیلم رو شروع کنیم؟
چان:آره!!
فیلم شروع شد وبه وسطای داستان رسید بود که یهو یه سکانس بد اومد که اعضا صدا هاشون بالا رفت
اعضا:ععهههههههه این چیهههههه اههههه عهههه
کی اینو انتخاب کردهههههه عهههههه(غرغر)
هان فیلم رو قطع کرد
چان: کی اینو انتخاب کرده؟؟؟؟؟
سونگمین :خودتت!!
چان: چرا دروغ میگییییی؟؟؟ من داشتم به بقیه کمک می کردمممم
جونگین: (توی گوش چان گفت)راست میگه هیونگ خودن گفتی فیلم بهار جوانی قشنگه
فیلیکس :بیخیال ما هممون با هم تصمیم گرفتیم
هیون:چقدر شلوغش کردید یه کیس بود دیگگههه
//اعضا همه دارن چپ چپ نگاش می کنن//
چانگبین :عهه نمیبینی اینجا بچه نشسته؟!
//داره به جونگین نگاه می کنه//
جونگین : ا/ت از من کوچیکتره هاااااااا چرا به من نگاه می کنی؟
چانگبین:راست میگیری!!
لینو:بیخیال فیلم بیاید بازی کنیم
ا/ت: چه بازی؟(صدای ارومم)
هیون:بیاید جرعت حقیقت بازی کنیم:)
فیلیکس: فکر خوبیه!موافقید؟
همه: آره خوبه بازی کنیم
//ا/ت بطری آورد//
ا/ت:خب کی می خواد بچرخونه؟هیونگ تو می خوای بچرخونی؟ (رو به چان)
چان: باشه من می چرخونم
چان چرخوند و افتاد روی ......

خب خب اینم پارت جدید امیدوارم خوشتون اومده باشه تا پارت بعد منتظر بمونید و امیدوارم توی این دوران جنگ حالتون خوب باشه نظرتون رو راجب این پارت بگید دوستون دارم بایییی💖🥺
دیدگاه ها (۱)

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

پارت 10 رمان 💋عشق مدرسه ای💋ات: اه بی ادب بیا بدو هیونجین: ک...

وقتی...( درخواستی)

پارت 30 رمان عشق مدرسه ای ویو تو راه اردو: هیونحین: عشقم گشن...

پارت 36 رمان عشق مدرسه ای که رسید به جای ترسناکش ات نشسته بو...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

تکپارتی جونگ کوک

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

پارت 37 رمان عشق مدرسه ای و ات هم اومد تو بغل هیون و هیون مح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط