زندگی مخفی پارت بیست

#زندگی_مخفی
پارت۲۰



وای خدا من کجام؟؟
-جیمینا تویی
چرا صدات اینقدر آشناست؟
-جیمین منم جنی کیم
عضو بلک پینک
چه اتفاقی افتاده .....
نمیتونم ن...ف...س.....بک..شم
-وای چی شده
من الان چیکار کنم
وایسا
جونگ کوک
جونگ کوک
بدو بیا
بدو دیگه
&چی شده...
عه چرا چشماش بازه و نفس نفس میزنه؟؟
-ببین جیمین آروم باش فقط بگو چته
م..ن ....آسم.... دارم
&الان من از کجا اسپرتو پیدا کنم
ت....و.....ک..ی..ف.......ر.زی
-برو کیف اون دختره رو بیار بدو
&ای خدا
...................................

جین:لعنتی چرا جواب نمیدید
ای خدا
بزار اصلا به اهیون زنگ بزنم
فقط گوشی هوسوک کجاست
آها ایناهاش
چی

(این نوشته ها روی صفحه گوشیه هوسوکه)

«من و یونگی جایی نزدیک برج N (n tower یکی از برج های مشهور سئول) هستیم
ولی راجب رزی و جیمین
خبری ندارم اونا پیش ما نیستن
این پیام رو ذخیره کن چون الان باید پاکش کنم»

جین:کپی
و پیست
خوبه
حالا زنگ بزنم به اهیون
سلام اهیون هستم بفرمایید
-ایول درست زنگ زدم
خب من جین هستم
دوست جیمین
آها بله آشنایی دارم
-ببینید تهیونگ پیش شماعه
خب منو تهیونگ شی و جیسو اونی داریم میایم پیشتون
-اوکی ممنون که اطلاع دادید فقط چقدر دیگه می‌رسید
حدودا یه ۵ دقیقه دیگه اونجاییم
درسته تهیونگ
&آره جین هیونگ ۵ دقیقه
-اوکی پس میبینمتون
میبینیمت آنیو
..............................
جونگ کوک پیداش کردی
پسره الان خفه میشه
-بیا آوردمش
جیمین نفس بکش
دم
بازدم
اوه خوب شدی؟
&من اینجا چیکار میکنم ؟؟؟......

................
داشتیم با ماشین می‌رفتیم خونه
و من راننده بودم
که اهیون شروع کرد سوال پرسیدن از دوستای دوست پسرش
-هی میگم اونی یه سوال میشه خودت رو
بیشتر معرفی کنی
خب من
&میشه من معروفیت کنم
برو ببینم چه میکنی
&خب ایشون به اوما گروه معروفه
با جین هیونگ شیپ میشه
البته تا قبل اینکه بفهمم گ.یه
-اوه قافیه رو
&اوما حدودا ۲۸سالشه
دیگه داره پیر میشه
موهاش سفیدشده
ببین مگه میشه
خب بسه دیگ.....
&و میریم که ببینیم اخلاقشو
-چه شعر باحالی ساخت.......ی
ببخشید اونی
ف‌.ق....ط... ریتمشو دوست .....د.ا...شتم
فقط بخاطر اینکه دوست جیمین نکشتمت
&حالا بحث بسه رسیدیم پیاده شید که جین هیونگ منتظره
....................ده دقیقه بعد..................
جین:خوبه گفتم به چیزی دست نزنیدددد
تهیونگ:خب چیکار کنم گشنمه
جیسو:ای کارد بخوره تو اون شیکمت
هی گشنمه گشنمه
راه انداختی
اهیون:وای شما اینجا زندگی میکنید
چقدر قشنگ و راحت و بزرگه
.........................
ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

p4

گل خونی 🥀پارت 48+ بیبی انقدر داد بیداد نکن وگرنه - بزارم زمی...

پدر خوانده فصل دو

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت ۴۶

رفتار سرد

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 | 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏همه توی اتاق جلسه بودنتهیونگ ساکت نشسته بود و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط