{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P¹

P1
ویو آلارا :
ساعت 11 شب بود داشتم فیلم می‌دیدم که بابام زنگ زد (آلارا تنها زندگی میکنه)
مکالمه‌ی آلارا و باباش :
آلارا: سلام بابایی
بابای آلارا :سلام دختر قشنگم خوبی
آلارا: خوبم بابایی تو خوبی
بابای آلارا :منم خوبم دخترم
آلارا :چیزی شده بابا که این موقع ی شب زنگ زدی؟
بابای آلارا: نه دخترم چیزی نشده فقط خواستم بگم فردا شب ساعت 8عموت میان تو هم بیا میخواییم صحبت کنیم
آلارا حتما اون پسر بیریختش هم میاد (بیریخت عمته)
بابای آلارا :دخترم کوک به این خوشتیپی
آلارا هوفف بابا
بابای آلارا :حالا میای دخترم
آلارا :اره میام
بابای آلارا :خیلیم عالی
آلارا :بابا کاری نداری می‌خوام به خوابم
بابای آلارا: نه دخترم شب بخیر
آلارا: شب تو هم بخیر بابا .
و آلارا قطع می‌کنه
پایان مکالمه
ویو آلارا
گوشی رو قطع کردم و انداختمش رو تخت و تلویزیون رو خاموش کردم و کمی خونه رو مرتب کردم و بعد گوشیم رو برداشتم و رفتم بالا تو اتاقم لباسم رو عوض کردم و خوابیدم
دیدگاه ها (۰)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:9ویو «سلین»&دخترم میخواستم یه چیز...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

نقطه شروع کنسرت p,14(ویو هنا)+: خیلی خب باشه ولی نباید یکم ز...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

By necessity پارت 1ویو بورام با صدای الارم بیدار شدم رفتم سر...

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

The unwanted Roommate ___________________________ویو پارک یو...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت دهم: عروسِ دشمنساعت هفت‌ونیم شب.الا...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط