#اختلال_روانی

#اختلال_روانی
#پارت.۲
11:35
.
ویوی ا.ت

داشتم به قاب عکسم با تهیونگ نگاه میکردم الان کجاست چرا رفته؟
چرا به من هیچی نگفته؟

منتظر بودم عقربه ی بزرگ و کوچیک باهم مثل زوج رو ی تایم00:00 وایستن

که یهو در سالن پزیرایی زنگ خورد

نمیدونستم کیه اصلا حال نداشتم در رو باز کنم....اگه در رو باز میکردمو دوباره به اون چشم هایی که مانند روباه خمار بودن،موهایی مانند موج دریا و لب هایی مثل جام شراب بر میخوردم چی؟

داشتم توی این فکر ها غرق میشدم که صدای چرخیدن کلید داخل قفل در سکوت خونه رو شکست

یونا بود...
کسی که همیشه همراهمه چه موقه ای که تهیونگ باهام بود چه موقه ای که داخل همین روز ترکم کرد....

ویو ی یونا

به اخرین بیمار هم رسیدگی کردم و اروم از بیمارستان خارج شدم
به اولین تاکسی ای که دیدم علامت دادم که به‌ایسته
سوار شدم ازم

ـ خانوم کجا میرین؟

میخاستم ادرس خونم رو بگم که چشمام به تاریخ افتاد لعنت بهت...اخ ا.ت امیدوارم حالت خوب باشه

برو خیابان هونگدائد
.
.
#ا.جئون
دیدگاه ها (۰)

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

پارت ۴ (سرنوشت)

stolen

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

سناریو سو پارت دوم

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

فاصله یک لبخند تا جنون

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط