تلاش و تحقیر

#درخواستی
یه تک پارتی از شیپ لینو و سونگمین وقتی که سونگمین تو دنس یه اشتباه ریز میکنه و لینو سرش داد میزنه بعد سونگمین قهر میکنه


هوای استودیوی رقص سنگین و مرطوب بود هر نفس عمیقی که کشیده میشد بوی عرق و عطر ملایمی را در خود داشت لینو با جثه‌ای ورزیده که نتیجه‌ی سال‌ها تمرین بیوقفه بود با دقت به حرکات پسرا خیره شده بود هر کدام از اعضای گروه ستاره‌ای در آسمان رقص بودند اما لینو در مرکز این منظومه با انرژی بی‌پایان و کمال‌گرایی بیرحمانه‌اش همه را تحت تاثیر قرار میداد چشمان تیزبینش هیچ خطایی را از قلم نمینداخت حتی کوچکترین لغزش در هماهنگی میتوانست خشم او را فوران کتد و سونگمین با ظرافت و زیبایی خیره‌کننده‌ای که داشت یکی از برجسته‌ ترین اعضای گروه بود حرکاتش سریع و پر از احساس بود اما در آن روز سایه‌ای از نگرانی روی چهره‌اش افتاده بود تمرین‌ها فشرده بود و فشار برای اجرای بی نقص طاقت‌ فرسا و خسته کننده شده بود اما تمام تلاشش را میکرد لی ذهنش گاهی او را به بازی میگرفت
در میان یکی از پیچیده‌ ترین قسمت‌های رقص جایی که هماهنگی گروه باید مانند یک ارکستر سمفونی بی نقص میبود سونگمین لحظه‌ای در اجرای یک چرخش اشتباهی مرتکب شد پایش کمی لغزید و در نتیجه سونگمین از ریتم گروه عقب افتاد این اشتباه... هرچند کوچک ...برای لینو مانند فریاد بلند بود بدون هیچ مکثی موسیقی قطع شد سکوت سنگینی بر استودیو حاکم شد و نگاه‌های همه به سمت لینو برگشت صورتش در هم رفته بود و با خشم به سونگمین نگاه میکرد "سونگمین" صدای لینو بلند و برنده در فضا پیچید "دقیقا داری چه غلطی میکنی؟ این چه وضعشه؟"سونگمین که از شدت ناگهانی و لحن تند لینو شوکه شده بود بهت‌زده ایستاد گونه‌هایش از شرم و ناراحتی گل انداخت"من... من اشتباه کردم هیونگ" صدایش لرزید "من ...فقط..." "فقط چی؟ "لینو حرفش را قطع کرد و قدمی به سمت سونگمین برداشت "این فقط رو هزار بار شنیدیم تو فکر میکنی اینجا کلاس تفریحیه؟ فکر میکنی این همه زحمت فقط برای اینه که تو هر وقت دلت خواست اشتباه کنی؟ ما باید روی صحنه بریم یه اشتباه کوچیک تو میتونه همه چیز رو خراب کنه"اشک در چشمان سونگمین جمع شده بود میدانست که اشتباه کرده اما انتظار چنین حمله‌ای را نداشت لینو همیشه سخت‌گیر بود اما این بار لحنش فراتر از انتقاد سازنده بود انگار که او را تحقیر کرده باشد "من... من سعی خودم رو کردم هیونگ" سونگمین زمزمه کرد صدایش به سختی شنیده می‌شد "فقط...یه لحظه...."
"دیگه فقط رو نشنوم" لینو فریاد زد و با دست اشاره کرد "بلند شو دوباره از اول و اینبار بدون غلط" در آن لحظه قلبش شکست سونگمین دیگه نتوانست اشک‌هایش را کنترل کند احساس تحقیر خشم و ناامیدی وجودش را فرا گرفت بدون اینکه کلمه‌ای دیگر بگوید با قدم‌هایی تند و لرزان از استودیو خارج شد در را پشت سرش محکم بست و در راهرو اشک‌هایش سرازیر شد احساس میکرد که تلاش‌هایش دیده نمیشود و تنها اشتباه کوچکش به چالشی بزرگ تبدیل میشد او نیاز داشت تنها باشد تا این حس تلخ را از دلش بیرون کند
لینو با تعجب به در بسته شده نگاه کرد فریادش در فضا محو شده بود و حالا سکوتی سنگینتر از قبل حکمفرما بود نگاهی به اعضای انداخت که همگی با نگرانی به اون و سپس به سمت در خروجی نگاه میکردند تازه متوجه شد که شاید کمی زیاده‌روی کرده است اما غرورش اجازه نمیداد به راحتی عقب‌نشینی کند فقط امیدوار بود سونگمین زودتر آرام شود و برگردد اما چندین ساعت گذشت و سونگمین نیومد

#فیک
#فیک_چت
#فیک_چت_استریکیدز
#استریکیدز
#لینو
#سونگمین
دیدگاه ها (۱۴)

intertwined fate of two enemies-part 6

کی منظره پارت مست شدن هان بود!!!

پسرا به محل برگزاری"افتر پارتی"رسیدن🥹❤️🔥🔥در حال معرفی خودشون...

#تکپارتیموضوع:(وقتی مریض شدی)سونگمین/ا.تبا احساس گلو درد و س...

بچه ها! این ادامه پارت ۱۲ هست اگه ندیدید برین اول اونو بخونی...

فاصله یک لبخند تا جنون

جنگل نفرین شده پارت ۲۷ ( فیلم هندی)

.....پارت ششم....

توی بنرش گفته بود یه کیس بفرست، چیزی که نصیبش شد یه نوازش گو...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۵ روز بعد، سونگمین از همان لحظه‌ای که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط