عِشق رآ بَردآشت و از قَلب بیرون رَفت~

عِشق رآ بَردآشت و از قَلب بیرون رَفت~
کَمی بآلآتَر از قَلب، تَپِه ای بُلَند بِه چِشم میخورد~
از آن بآلآ رَفت•
عِشق رآ مُچآلِه کَرد و از بآلآیِ تَپِه پآیین اندآخت~
آنجآ ایستآد و سُقوطَش رآ تَمآشآ کَرد•
سِپَس بآ خوشحآلی بِه قَلب بآزگَشت~
دَر رآ کِه بآز کَرد، عِشق رآ آنجآ دید کِه رویِ صَندَلی نِشَستِه و چآی مینوشَد~👐
بآ عَصَبآنیَت عِشق رآ بَردآشت و رویِ میز گُذآشت•
چآقو رآ بَردآشت و تِکِه تِکِه اش کَرد°
امآ تِکِه هآ بآز بِه یِکدیگَر چَسبیدَند~
عِشق رآ دَرونِ آتَش اندآخت•
امآ حتی یِک خَرآش هَم بَرنَدآشت°
مآه هآ گُذَشت~☄
خَستِه و کوفتِه پُشتِ میزَش نِشَست•
پیآمی رآ تآیپ کَرد و بِه مَغز فِرِستآد°
سِپَس کُتَش رآ بَردآشت و بآ نآرآحَتی از قَلب بیرون رَفت°
چَند لَحظِه بَعد پیآم بِه مَغز رِسید:
"هَرکآری از دَستَم بَر می آمَد انجآم دادَم قُربآن،
عِشق از بین نِمی رَوَد..."💔


#sadaf_ab
#sd_ab
#♥ ️
دیدگاه ها (۱۲۹)

چند پارتیپارت ۱عمارت جئون در سکوت مرگباری فرو رفته بودهمه می...

part41نیلا وارد خونه شد و به طرف اشپز خونه رفت در یخچال رو ب...

𓆩 پارت ۳۵ 𓆪 🖤🥀در باز شد و مردی وارد اتاق شد.یک پوشه‌ی مشکی د...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۷در با صدای بلندی باز شد.همه منت...

A Shadow Named Youسایه‌ای به نام تو P.19(روایت از زبان ا.ت)ج...

کپشن مهمهه🎀🍒عروسک من😈🔞پارت چهل و یک +نه من قاتل نیستم خندید ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۵ | «سؤالی که جواب نداشت» ...

پارت ۳

RESPECT OR DIE : پارت شانزدهمچهار دقیقه و پنجاه ثانیه باقی م...

پارت بیست و چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط