نمی دانم!

نمی دانم!
آیا دوست داشتن را پایانی هست؟

آیا بارش باران و عطر دل انگیز خیال دوست را پایانی هست ؟

خودم را محصور می کنم میان واژه واژه های احساس

پرده ی حریر ذهنم را کنار می زنم

شاید پشت پنجره خیال

جایی کنار بوته یاس خاطراتمان

ببینمت

مگر مهم است که باران چقدر اتاق را خیس می کند؟!

بگذار پنجره باز باشد

می خواهم رنگین کمان چشمانت را ببینم.

فقط کمی بگذار ...
می خواهم تا آن سوی کوچه دلتنگی لی لی کنم
و عطر عشق را استشمام کنم.
فقط کمی بگذار ...
دیدگاه ها (۲)

👧فیلیکس و می سان 🫅🏻

☕ عطرِ قهوه، عطرِ توژانر: عاشقانه | کافه‌ای | روزمره | آرام‌...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

پارت ۱۴صبح روز بعد، نیلسو وقتی از خواب بیدار شد، گوشی‌اش را ...

پارت پانزدهم سبز یشمی زیر بارانصبح با صدای باران شروع شد.نه ...

پروانه جان

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط