نمی دانم!
نمی دانم!
آیا دوست داشتن را پایانی هست؟
آیا بارش باران و عطر دل انگیز خیال دوست را پایانی هست ؟
خودم را محصور می کنم میان واژه واژه های احساس
پرده ی حریر ذهنم را کنار می زنم
شاید پشت پنجره خیال
جایی کنار بوته یاس خاطراتمان
ببینمت
مگر مهم است که باران چقدر اتاق را خیس می کند؟!
بگذار پنجره باز باشد
می خواهم رنگین کمان چشمانت را ببینم.
فقط کمی بگذار ...
می خواهم تا آن سوی کوچه دلتنگی لی لی کنم
و عطر عشق را استشمام کنم.
فقط کمی بگذار ...
آیا دوست داشتن را پایانی هست؟
آیا بارش باران و عطر دل انگیز خیال دوست را پایانی هست ؟
خودم را محصور می کنم میان واژه واژه های احساس
پرده ی حریر ذهنم را کنار می زنم
شاید پشت پنجره خیال
جایی کنار بوته یاس خاطراتمان
ببینمت
مگر مهم است که باران چقدر اتاق را خیس می کند؟!
بگذار پنجره باز باشد
می خواهم رنگین کمان چشمانت را ببینم.
فقط کمی بگذار ...
می خواهم تا آن سوی کوچه دلتنگی لی لی کنم
و عطر عشق را استشمام کنم.
فقط کمی بگذار ...
- ۴.۳k
- ۱۱ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط