عشق حسود من

عشق حسود من
²⁴
ته : هیونجین؟
هیونجین : بله قربان
ته : فردا با کوک یه قرار ملاقات بزار بگو یه کسی میخاد ببینتت
هیونجین : بله قربان
............................................................
ویو : فردا
ویو : ا.ت
ا.ت : ته؟
ته : جونم؟
ا.ت : اینجا لباس دارم؟
ته : نه نداری
ا.ت : یه لباس خوب واسم میگیری جوری که نشون بده حالم خیلی خوبه و زندگیم عالیه
ته : باشه عشقم
ویو : ته
یه لباس واسش گرفتم فکر میکنم خوب باشه اون میخاد خودشو ثابت کنه پس باید بهترین باشه
هیونجین : ته؟ یه ایده بدم؟
ته : بده
هیونجین : واسش لوازم آرایشی و چند تا گل سر بخر
ته : چرا؟
هیونجین : خودت چی فکر میکنی؟
ته : اینو میزار به عهده تو به هر حال تو وست دختر داری
هیونجین : باشه ولی ربطی نداره ، کارت؟ واسه خودمم یه چیزی میگرم
ته : بیا سگ خورد سریع بیا
هیونجین : اوکی
ته : عزیزم؟
ا.ت : جونم؟
ته : واست گرفتم
ا.ت : مرسی
ته : مطمئنی میخای بری؟
ا.ت : بلخره باید باهاش حرف بزنم میرم بپوشمش
ته : برو ، ا.ت ؟
ا.ت : جونم؟
ته : واست لوازم آرایشم گرفتم
ا.ت : مرسییی ، من رفتم
ته : برو ، ا.ت ؟
ا.ت : ایندفه چی شده؟
ته : بوس میخام
ا.ت : اینم یه بوس ویژه واسه پسرم
ته : خب حالا برو بپوش
ته : وای چقدر خوشگل شدییی ( عکسش رو میزارم ) ( میکاپشم میزارم )
ا.ت : خدایی؟
ته : بله مگه میشه تو خوشگل نشی؟
ا.ت : خب بریم؟
دیدگاه ها (۴)

سناریو سو پارت اول

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

سناریو میتسویا پارت ۳

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

سناریو کازتورا پارت۱

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط