پارت ۵

پارت ۵

~ همه اینا از دستور تهیونگ سرپیچی کردن و فکر کردن اگه ۲ تا التماس کنن میتونن فرار کنن..ولی اشتباه میکنن..تا وقتی که یاد بگیرن به حرف اربابشون گوش بدن اینجا میمونن..
_ عااا..خببب
~ دیگه صحبت کافیه برو بشین روی اون صندلی
_ میخوای باهام چیکار کنی؟
~ کاری باهات ندارم فقط باهات صحبت میکنم
_ خیلی خب
~ تو زیادی مغروری ، میدونی این مغرور بودن چقد میتونه تهیونگ رو عصبانی کنه؟ میدونی عصبانیت تهیونگ مساویه با مرگ؟

( گوشی جیمین زنگ خورد..تهیونگ بود ، تهیونگ به جیمین چیزایی گفت که ات اصلا متوجه نشد تنها چیزی که شنید صدای *چشم سرورم* جیمین بود )

ادامه در پارت ۶...

فردا میذارم بایییی🍓🎀
دیدگاه ها (۱)

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

part 65تهیونگ« من خودمم هنوز که هنوزه تو شکم»جین« وایسا ببین...

پنهان عشق

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت دوم: سایه‌ی تهدید و نگاه‌های مرم...

My lovely neighbor part : 72

My lovely neighbor part : ۶۹

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۹ | سلیطه درون آ...

Part 34 با کم آوردن نفس از هم جدا شدن تهیونگ : هیچ وقت حرفه ...

نامجون : " فکر می‌کنم همین واقعیت که یک فرد زنده هست و وجود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط